30024848-570829.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 12:1  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
براي آخرين بار ...
خبرگزاري فارس: يك‌دفعه پريد صورتم را بوسيد و با خنده گفت: اصلا ناراحت نشو، فكرش رو هم نكن. من امروز بعد از ظهر مي‌خوام برم! تعجبم بيشتر شد. گفتم: خب كي مي‌خواي تشريف ببري؟ با همان شادي، دست‌هايش را به هم ماليد و گفت: من ... امروز ... شهيد مي‌شم!

*چهارشنبه 3 شهريور 1361 تهران

برگه‌ي اعزام را كه دست‌مان دادند، ديگر نمي‌شد مصطفي را كنترل كرد. از يك طرف مي‌ترسيد كه تا روز اعزام اتفاقي بيفتد يا خانواده‌اش مانع شوند، از طرف ديگر هر حرفي كه مي‌زد و هر كاري كه مي‌كرد، به نوعي انگار ديگر مي‌خواهد برود و برنگردد. وقتي رفتن‌مان قطعي شد، با هم رفتيم عكاسي "ژورك " در ميدان وثوق. مصطفي يك عكس تكي زيبا انداخت و گفت: "دوست دارم اين عكس رو بزنن روي حجله‌ام. " دوتا از آن هم براي يادگاري به من داد كه پشت يكي از آنها را تقديمي نوشت. وقتي عكس جديدش را به من داد، پيله كرد كه ببينم او چه مي‌شود. هر چه گفتم آخه پسر، مگه من غيب‌گو هستم كه بفهمم تو چي مي‌شي، قبول نكرد.
بعد از ظهر، قبل از اين‌كه مصطفي به خانه‌ي ما بيايد، وضو گرفتم، قرآن را جلويم قرار دادم، چشمم را بستم و عكس مصطفي را لاي آن گذاشتم. وقتي قرآن را بازكردم تا ببينم عكس مصطفي كجا قرار گرفته، با تعجب ديدم سوره‌ي آل عمران آمد؛ آيه‌ي 169: "وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياء عِندَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ " هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. يك‌باره گريه‌ام گرفت.
زنگ در كه به صدا درآمد، فهميدم خودش است. در را كه باز كردم، يك‌راست رفتيم بالا. از حالت چشمانم فهميد كه بايد خبري باشد. همان اول گير داد كه بگويم او چي مي‌شود. براي اين‌كه حرف را عوض كنم، گفتم برويم بيرون چرخي بزنيم، ولي او ول‌كن نبود. دستم را گرفت و نشاند روي زمين. دوزانو جلويم
پيكرشهيد « مصطفي كاظم زاده »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 11:43  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
به بهانه سفر مقام معظم رهبري به قم؛
خبرگزاري فارس: حالا پس از سال‌ها دوباره قرار است خورشيد خراسان از مشرق قم طلوع كند، آقا اينجا هوا هنوز دو دل است ببارد يا نه. شهر ما ماه‌ها‌ست كه اشك آسمان را نديده است.

به گزارش خبرگزاري فارس از قم، مي‌خواهم از شما بنويسم اما نمي‌دانم از كجا و چگونه شروع كنم! دلم مي‌خواهد دست‌نوشته‌هاي شما آغاز‌گر واژه‌هاي سردرگمم باشد، يادم است اين چند خط را جايي خوانده بودم كه اينگونه خودتان را معرفي كرديد «پدرم روحانى معروفى بود‌ اما خيلى پارسا و گوشه‌گير، زندگى ما به سختى مى‌گذشت. من يادم است شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مي‌كرد و آن شام هم نان و كشمش بود».
حالا بغض كمي مرا اذيت مي‌كند، بگذريم، آخرين باري كه از نزديك شما را ديدم غروب پنجمين روز ماه رمضان دو سال قبل در حسينيه امام خميني (ره) همان بيت رهبري معروف بود، روز به ياد ماندني و زيبايي برايم بود، آنگاه كه هزاران جفت چشم، ناگهان قد و قامتي را از ورودي حسينيه تا كنار صندليتان دنبال مي‌كرد و پرده پرده اشك بود كه مزاحم نگاه‌ها مي‌شد.
آقا اينجا شهر قم است و اينجا شهدا بيشتر از همه منتظرند، گلزار را آب و جارو كرده‌اند و بر مزار هر شهيد گل سرخي به نشانه جاودانگي خودنمايي مي‌كند، آقا عاشقان را مي‌بيني! ‌اينجا هنوز زين‌الدين فرماندهي مي‌كند، او را كه خوب مي‌شناسيد، هم او كه سردار خيبر بود، هم او كه با رفتنش قلب بچه‌هاي لشكر 17 را به آتش كشيد، هم او كه مي‌گفت در زمان غيبت به كسي منتظر مي‌گويند كه منتظر شهادت باشد، مي‌دانم نخستين جايي كه قرار است سر بزنيد گلزار شهداي علي‌بن جعفر است، آنجا شهدا براي آمدنتان تدارك‌ها ديده‌اند.
از چند ماه قبل هر كجا حرفي از آمدنتان به ميان مي‌آمد مسئولان با نگاه‌هاي معنادارشان مي‌گفتند از خبرنگاران محترم خواهشمنديم كه خبري در اين خصوص به بيرون درز ندهند و اين زمان قلم بچه‌هاي خبرنگار بود كه تيتر خبرشان را خط مي‌زد و همچنان منتظر لحظه‌اي بودند تا بهترين تيتر دوران خبرنگاري‌شان را قلم بزنند.
حالا ديگر پس از گذشت اين روز‌ها همه شهر مي‌دانند كه قرار است چه كسي مهمان اين روزهاي پاييزي‌شان شود، اما نه!‌ انگار بهار سراسيمه خودش را به جلو انداخته است، حال و هواي خانه‌تكاني عيد دوباره دارد تكرار مي‌شود اما اين بار همه دارند دل‌هايشان را مي‌تكانند، درختان با اشاره باد بر طبل جنگل سبز مي‌كوبند و شهر هم چند وقتي است كه ظاهرش را آراسته‌تر كرده است. آقا، اينجا قم است شهري كه هواي آسمانش با نفس‌هاي دختر موسي‌بن جعفر گره خورده است، اينجا اهالي قم هر روز چشمهاي‌شان، گنبد زرد‌رنگ بانويي را به نظاره مي‌نشينند كه روزگاري با قدم‌هاي سبزش كوير دل‌هاي مردم اين ديار را دريايي كرد. مي‌گويند اين حرم بوي فاطمه (س) را مي‌دهد و اندكي از غربت بقيع را مي‌كاهد، چرا‌كه اينجا مردمانش به زباني نفس مي‌كشند كه يكي از لغاتش عاشوراست، به زبان ذوالفقار حيدر كرار، به زبان خون مطهر حسين (ع). آقا در شهر من آفتابي است كه هرگز غروب نمي‌كند، در اين حرم تپش نبض خدايي جاري است و مردم شهر من ساعت دلشان را با آن نبض خدايي تنظيم مي‌كنند، از صحن مطهر كه مي‌گذرند آسمان دلشان را از عطر حضور آن بانوي مطهر پر مي‌كنند، در ميدان آستانه شهر من تصوير نابي از بهشت است و در خيابان ارم هر روز هزاران سلام گل مي‌كند، آقا اينجا زائران مي‌گويند خوشا به حال شما كه هر صبح كسي را داريد كه به او سلام كنيد. آقا شهر ما عالمان و عارفان زيادي به خود ديده و خاكش با عطر علما عجين شده است.
آيت‌الله بهاءالديني يادش بخير هم او كه بارها مي‌فرمود دلخوشي ما به آقاي خامنه‌اي است، اين خاطره را جايي خوانده بودم كه خدمتكار ايشان مي‌گفت روزي براي خريد از منزل خارج شدم و از قضا شما كه در آن زمان نماينده مجلس بوديد را ديدند كه راهي خانه آقاي بهاء‌الديني مي‌شويد، خدمتكار مي‌گويد وقتي به منزل برگشتم ديدم آقا در حال جمع كردن وسايل پذيرايي هستند، از ايشان‌ پرسيدم آقا مهمان داشتيد، آيت‌الله بهاءالديني در پاسخ اينگونه گفتند كه خورشيد لحظه‌اي تابيد و رفت.
آري حالا پس از سال‌ها دوباره قرار است خورشيد خراسان از مشرق قم طلوع كند، آقا اينجا هوا هنوز دو دل است ببارد يا نه. شهر ما ماه‌ها‌ست كه اشك آسمان را نديده است! با دلم گفت‌و‌گو مي‌كنم‌! چه‌قدر هيبت‌اش مرا پريشان مي‌كند. چه‌قدر نگاهش مرا تا دور دست‌ها مي‌كشاند. چه‌قدر دوست دارم باز از نزديك ببينمش. عطش بوسه بر دست‌هاي سبزش تشنه‌ام مي‌كند. او كه است انگار همه چيز عادي است و چقدر سنگدل‌اند آنهايي كه با همه جهل‌شان تير‌هاي كينه را به سمتش نشانه مي‌برند. آقا، ايران چقدر شبيه ايران است وقتي قدم‌هاي شما را مي‌شمارد، وقتي هواي آن دخيل بر نفس‌هايت مي‌بندد و وقتي آسمان، آبي بودنش را مديون روشني‌هاي نگاه تو مي‌داند، اي آبي سيال! چه‌قدر به اقيانوس مي‌ماني، به خاطر تو اي پهلوان فروتن خدا چه‌قدر مهرباني‌اش را وسعت داد.
با دلم گفت‌وگو مي‌كنم و چه‌قدر دوست دارم واژه‌هاي سلمان هراتي را تكرار كنم آنگاه كه گرد و غبار فتنه چشم‌هاي عقل بي‌عقلان را دريد، هرچند دوست ندارم حادثه‌هاي تلخ سال گذشته را مرور كنم اما آقا‌ بايد به آن قبيله دشنام داد كه در راحت سايه نشسته‌اند و با تبرهايشان ريشه‌هاي انقلاب روح‌الله را زخمي مي‌كنند. بايد به آن طايفه پشت كرد كه دل خورشيد را شكستند، انگار مظلوميت تو اجتناب‌نا‌پذير است، اما شما بي‌قرار كدام نگاه بودي كه با بغض شكسته‌ات زمزم چشم‌هاي نماز جمعه را به راه انداختي وقتي كه گفتي اي سيد و مولاي ما! و از اينجا به بعد بود كه واژه‌هايت توان چشم‌ها را به غارت برد.
اينجا قم است، ام‌القراي جهان اسلام و همه منتظر قدم‌هاي شما هستند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 10:42  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
خبر از خبرگزاری ها :رهبر انقلاب دقایقی پیش وارد شهر مقدس قم شدرهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیةالله خامنه ای دقایقی پیش در میان استقبال پرشور و شعف مردم وارد شهر مقدس قم شد.به گزارش خبرنگار «تابناک» چهارمین سفر رسمی رهبر انقلاب به شهر قم که مردم آن از مدت ها قبل برای آن لحظه شماری می کردند، لحظاتی پیش با ورود ایشان به مرکز استان قم آغاز شد.بنابر این گزارش، مسير استقبال از ولی فقیه زمان در خيابان 19 دي قم كه به حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) منتهي مي‌شود، مملو از جمعيت است و خيل عظيم جمعيت نيز از نقاط مختلف شهر عازم حرم مطهر هستند تا در این مراسم پرشکوه حاضر باشند که هر لحظه بر این جمعیت افزوده می شود.در ميدان جهاد قم نيز جمع كثيري از مردم قم و به ويژه طلاب غيرايراني تجمع كرده‌اند تا به رهبر معظم انقلاب خوش‌آمد بگويند.دانشجويان دانشگاه‌هاي مختلف قم كه اقدام به پوشيدن لباس‌هاي متحدالشكل كرده‌اند نيز از ديگر گروه‌هايي هستند كه در ميان جمعيت حضور دارند.به گزارش خبرنگار «تابناک» خودروی حامل رهبر انقلاب در مسير استقبال تعيين شده از خيابان 19 دي به سمت حرم مطهر قرار گرفته و در ميان انبوهي از جمعيت به سمت حرم حضرت معصومه(س) در حال حركت است.در حال حاضر مسير خيابان 19 دي به سمت حرم مطهر حرم حضرت معصومه(س) مملو از جمعيتي است كه با شعارهاي خود و با در دست داشتن پلاكاردهايي كه در آن جملاتي در خوشامدگويي به رهبر معظم انقلاب اسلامي نوشته شده است، منتظر استقبال از ايشان هستند.
ميدان آستانه كه محل سخنراني رهبر انقلاب است نيز مملو از جمعيت است.
در طول مسير استقبال ايستگاه‌هاي صلواتي خودجوش توسط مردم برپا شده كه در حال پخش شربت و شيريني هستند.

این خبر تکمیل

خبرگزاري فارس: خيل عظيم جمعيت استقبال‌كننده از مقام معظم رهبري مانع از حركت خودروي ايشان شده است.


به گزارش خبرگزاري فارس از قم در حالي كه دقايقي پيش خودروي حامل مقام معظم رهبري پس از عبور از ميدان جهاد وارد مسير اصلي استقبال شد، خيل عظيم جمعيت مانع از حركت خودرو شده است.
همه مردم قم امروز به استقبال مقام عظماي ولايت آمده‌اند تا يك صدا فرياد زنند «اي‌رهبر آزاده، آماده‌ايم، آماده».
ميدان آستانه محل سخنراني مقام معظم رهبري نيز مملو از جمعيت است و حضور جمعيت استقبال‌كننده بيش از انتظار است.

می شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 10:35  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
ولادت با سعادت امام هشتم حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام / طرح: عليرضا ذاكري

بچه محله امام رضا(عليه السلام)

موره می بینی که شر و با صفایم/بچه محله امام رضایم
زلزله یم   حادثه یم  بلایم / بچه محله امام رضایم

هر روز جمعه دلومه مبندم /به پینجله طلا و ورمگردم
کار و بارم ردیفه با خدایم/ بچه محله امام رضایم

به مو بگو بیا به قله قاف / اصلا مو ره بیزر همونجه علاف!
قرار مرار هر چی بیگی مو پایم/ بچه محله امام رضایم

دروغ، مرغ نیست مییون ما باهم/ الان به عنوان مثال تو حرم
چند روزه که تو نخ کفترایم / بچه محله امام رضایم

چشم موره گیریفته چنتا کفتر / گفته خودش: چنتاشه خواستی وردر
الان درم خادماره مپایم / بچه محله امام رضایم

کفتراره که بردم از روگنبد / مرم مو واز تونخ رفت وآمد
تو نخشه او گنبد طلایم / بچه محله امام رضایم

گنبده نصف شب مده به دستم / او گفته: هر وخ که بییی مو هستم
مویم که قانع و بی ادعایم / بچه محله امام رضایم

وخته میبینم توی عالم همه / ازش میگیرن و مگن واز کمه
گنبدشه اگر بده رضایم / بچه محله امام رضایم

گنبد وممبد نموخوام باصفا/ سی ساله پای سفره ای آقا
منتظر یک ژتون غذایم / بچه محله امام رضایم

*قاسم رفيعا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 9:38  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
مشهد در دو قرن اول پیدایش چندان شناخته شده نبود، اما به عنوان مکانی مذهبی مورد احترام بود. در دوران امارت امیر عبدالرزاق توسی از حکمرانان سامانی و سوری بن معتز، در جهت آبادانی مشهد اقداماتی به عمل آمد. در قرن پنجم نیز به توسعه و تجهیز حرم امام توجه شد و در قرن های بعد به تدریج مشهد الرضا به صورت شهرکی مذهبی در آمد.مشهد واژه مختصر مشهد الرضا و به معنی محل و مکان شهادت و نام شهری است که به مرکزیت مدفن امام رضا (ع) در سناباد (مشهد کنونی) شکل گرفته است.




به گزارش مشرق در آغاز قرن سوم در قسمتی از قدیمی ترین بخش مشهد کنونی، در قریه ای به نام سناباد واقع در حاشیه نوغان از ولایت توس، کاخ حمید بن قحطبه ( والی سابق خراسان ) در وسط باغی بزرگ و سرسبز واقع شده بود که در آن زمان به دلیل وجود مدفن هارون الرشید، خلیفه عباسی، به بقعه هارونیه شهرت داشت.درسال 203 هـ.ق. پیکر مطهر امام رضا (ع) در همان بقعه به خاک سپرده شد و این مکان مشهد الرضا نام گرفت.مشهد در دو قرن اول پیدایش چندان شناخته شده نبود، اما به عنوان مکانی مذهبی مورد احترام بود. در دوران امارت امیر عبدالرزاق توسی از حکمرانان سامانی و سوری بن معتز، در جهت آبادانی مشهد اقداماتی به عمل آمد. در قرن پنجم نیز به توسعه و تجهیز حرم امام توجه شد و در قرن های بعد به تدریج مشهد الرضا به صورت شهرکی مذهبی در آمد.با تهاجم ترکمانان در 499 ق. برج و باروی مشهد تخریب شد. اما به بنای حرم آسیبی نرسید و پس از غائله 510 ق . که عده زیادی در مشهد به قتل رسیدند و خرابی مختصری ایجاد شد، عضدالدین فرامرز علی حاکم وقت مشهد، حصار جدیدی به دور مشهد الرضا احداث کرد و در عهد سلجوقیان نیز با اقدامات عمرانی ابوطاهر قمی بیش از پیش بر جمعیت و رونق مشهد افزوده شد.از این زمان تا مدتی مشهد از تهاجم و تخریب به دور ماند و در حملات ویرانگر ترکمانان به توس در 548 ق. به این شهر آسیبی نرسید. درعهد خوارزمشاهیان نیز مشهد مورد توجه امرا و حکام بود.

0001.jpg



0002.jpg

درجریان یورش های مغولان به توس، مشهد به عنوان منطقه امن از خرابی به دور ماند و با جذب مهاجران پناهنده بر جمعیتش افزوده شد. تهاجم سپاهیان ایرانشاه تیموری در 791 ق. به توس و تخریب و ویرانی آن سبب افزایش مهاجرت به مشهد شد.درعهد شاهرخ میرزا مشهد گسترش زیادی یافت و حصار جدیدی به دور شهر کشیده شد. در این زمان مشهد به عنوان پایتخت مذهبی مورد توجه قرار گرفت و در عهد حکمرانی بایسنقر میرزا و دیگر امرای تیموری اقدامات زیادی درجهت توسعه و تزیین حرم و شهر مشهد صورت پذیرفت. با احداث مسجد جامع گوهرشاد و رواق های دارالسیاده و دارالحفاظ و مدارس بالاسر و پریزاد و مسجد شاه و چهار باغ و احداث بناهای دیگر در اطراف حرم و داخل شهر، مشهد به تدریج به شهری پر رونق مبدل گردید.از اواخر عهد تیموریان و در دوره صفویه مشهد بارها مورد تهاجم ازبک ها واقع شد. درسال 977 ق . در پی حمله سپاه عبدالمؤمن خان ازبک بیش ترین صدمه به حرم مطهر وارد آمد و اشیا و اموال خزانه حرم و تزئینات آن به یغما رفت و عده زیادی به قتل رسیدند و مشهد تخریب شد.

0003.jpg


0004.jpg

اما به واسطه توجه شاهان و امرای صفویه خرابی ها جبران شد و در جهت توسعه بناهای اطراف حرم اقدامات جدی به عمل آمد؛ صحن عتیق به صورت یک مجموعه چهار ایوانی بنا شد و بناهای جدیدی از جمله گنبد الله وردیخان و مناره صحن عتیق احداث شد و مطلا سازی گنبد و تذهیب و کاشیکاری و کتیبه کاری در بخش های مختلف حرم، شکوه و رونق تازه ای به اماکن رضوی بخشید.با ایجاد مدارس و آب انبار و حمام و کاروانسراها و دیگر تأسیسات شهری و تأمین آب شرب و بنای مساجد و احداث خیابان اصلی، مشهد گسترش بیشتری یافت و بر جمعیت آن بیش از پیش افزوده شد و به عنوان قطب مذهبی ایران مطرح گردید.

0005.jpg

در دوره افشاریه نیز مشهد به عنوان مرکز سیاسی و مقر فرمانروایی مورد توجه قرار گرفت و با ایجاد سقاخانه اسماعیل طلایی و طلاکاری ایوان و مناره قدیمی و احداث مناره ایوان عباسی و ساخت ضریح جواهرنشان و اختصاص موقوفات و انتظام امور ابنیه رضوی، مشهد و حرم رضوی از رونق بیشتری برخوردار شد. در اواخر عهد افشاریه جواهرآلات ضریح و حرم در درگیری های جانشینان نادر شاه غارت شد.در عهد قاجاریه بخش های دیگری بر اماکن متبرکه افزوده شد و صحن نو ( آزادی ) احداث شد و با ساخت و نصب ضریح فولادی و در های طلا و نقره و منبت کاری رواق دارالحفاظ و نصب اولین ساعت شماطه ای و ایجاد کارخانه برق و توجه به امور رفاهی زائران و زیباسازی شهر، بر آبادانی و رونق مشهد افزوده شد. در این دوران نیز مشهد بارها مورد تهاجم ترکمانان قرار گرفت و با شورش سالار و رخدادهای دیگر از قبیل به توپ بسته شدن حرم (1320 ق) و اشغال شهر در جنگ جهانی اول، صدمات و خسارات زیادی بر حرم و شهر وارد آمد.

0006.jpg



0008.jpg


در دوران پهلوی نیز بناها و خیابان های جدید در مشهد ایجاد و صحن موزه بنا شد و ساختمانی برای کتابخانه آستانه ساخته و رواق های دارالشرف، دارالزهد و دارالسرور بنا گردید و میدانی در اطراف حرم مطهر احداث شد و با ایجاد خیابان ها، محلات میادین، مدارس جدید، بیمارستان ها و فراهم ساختن امکانات بهداشتی، خدماتی و فرهنگی شهر مشهد گسترش یافت. ایجاد فرودگاه، ایستگاه راه آهن و جاده های مواصلاتی زمینه را برای جذب بیشتر زائران و مسافران فراهم کرد و برای رفاه زائران و مسافران مراکز مختلف رفاهی از قبیل هتل ها و مهمانپذیر ها در نقاط مختلف مشهد به ویژه اطراف حرم مطهر احداث گردید. از جمله مهم ترین رویدادهای مشهد در این دوران، واقعه مسجد گوهرشاد، جنگ جهانی دوم و انقلاب اسلامی بود.

0009.jpg



00010.jpg

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهر مشهد مقدس به عنوان مهم ترین قطب زیارتی کشور بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و امکانات فرهنگی، رفاهی و خدماتی گسترش چشمگیری یافت. با اجرای طرح جامع در اطراف اماکن متبرکه و احداث صحن های جدید قدس، جمهوری اسلامی و صحن جامع رضوی و رواق های جدید دارالولایه، دارالهدایه، دارالرحمه، دارالاجابه و بست ها و دیگر بناها، بر وسعت و زیبایی اماکن متبرکه رضوی افزوده شد و مشهد مقدس بیش تر مورد توجه زائران و مسافران قرار گرفت.
افزایش روز افزون زائران و مسافران باعث شد تا در مشهد مقدس طرح های بزرگ رفاهی، خدماتی و فرهنگی به اجرا در آید.
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 8:17  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
مبارک ، سخن جونز ، مشاور سابق امنیت ملی اوباما را به یاد می آورد که در 2 سپتامبر و در واشنگتن به او گفت که پسرت را بردار و برو چون اگر مذاکرات شکست بخورد ایالات متحده نخواهد توانست از جانشینی فرزندت حمایت کند.

عصرایران  ؛ علی قادری - از ژوئن 2009 تا ژوئن 2010 را باید روزهای طلایی عربستان در خاورمیانه دانست ؛ با همه اختلافاتی که بین "بن سلطان"ها و بازماندگان پیر "بن عبدالعزیز"ها وجود دارد و ملک عبدالله کودتای سپتامبر 2008 را پشت سر گذاشته ، در ژوئن 2009 افق منطقه در برابر "پادشاه" روشن به نظر می رسد. در هفتم این ماه حریری پسر در لبنان بر حریف قدر خود،حزب الله و همه متحدین مسیحی و سنی خود پیروز می شود و شش روز بعد یعنی پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، ابرهای سیاه به آسمان تهران می رسد. العربیه  سعودی ها ، هرکاری که بتواند می کند تا کار ایران را "تمام شده" معرفی کند. پادشاه از بحران به وجود آمده در ایران نهایت استفاده را می کند و کلید استارت طرح محاصره منطقه ای ایران را می زند. هنوز کسی در تهران متوجه نشده است که دعواهای خیابانی تا چه اندازه می تواند منافع ملی را تهدید کند و آنهایی هم که می دانند یا ساکت اند،یا مشغولند و یا اصلا صدایشان به گوش نمی رسد!در ژانویه 2010 جنوب عربستان درگیر جنگ با حوثی ها می شود و این برای ریاض ، علامت خوبی نیست .اما عراق بسیار مهمتر است. انتخابات کشوری که 1300 کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد،پیش روست و دستگاه دیپلماسی و امنیتی کشورمان باید تحولات این پرونده را به دقت تحت نظر قرار دهد.
در این میان ، ریاض با دمشق و آنکارا می بندد. متحدین سنتی ایران در عراق با یک جبهه آشفته وارد میدان انتخابات می شوند، هرچند نوری مالکی نیز تصمیم ندارد به کسی پاس دهد. اواخر مارس نتایج رسمی اعلام می شود ؛ فهرست العراقیه به رهبری ایاد علاوی با اختلاف دو کرسی از ائتلاف قانون به رهبری نوری مالکی پیش می گیرد و فراکسیون اکثریت می شود ، اما قدرت واقعیت های این کشور بسیار بیشتر از 89 کرسی العراقیه و دلارهای نفتی عربستان است. نخست وزیر لجباز به زودی می فهمد که باید نظر مساعد حکیم و صدر را جلب کند او باید از اول نیز می دانست که طریق تشکیل حکومت در بغداد از دروازه تعامل با تهران می گذرد.در بیروت نیز بهار 2010 داغ شروع می شود. با وجود اینکه معلوم شده شاهدین دادگاه بین المللی پرونده ترور حریری دروغ گفته اند و در نتیجه سایه اتهام ترور رفیق حریری از روی دمشق گذشته اما بازی دادگاه بین المللی تازه به دقایق حساس خود رسیده است. پیش بینی گابی اشکنازی،فرمانده ستاد کل ارتش اسراییل تحقق می یابد. پایه های دولت وحدت ملی لبنان با شنیدن صدای حکم احتمالی دادگاه بین المللی حریری مبنی بر دخالت عناصری از حزب الله در ترور نخست وزیر اسبق لبنان به لرزه در می آید.سید حسن نصرالله در جلسه ای رو در رو در پاسخ به حریری که از او می خواهد که دخالت عناصر "خودسر" حزب الله در ترور پدرش را بپذیرد و یا اصلا عماد مغنیه را مسئول ترور معرفی کند تا همه چیز ختم به خیر شود لبخندی معنی دار به او می زند و به نخست وزیر جوان می گوید: "عماد را فراموش کن او رمز مقاومت است اما درباره سایر اشخاص نیز باید بگویم که حزب الله یک سازمان منظم است که در آن همه تصمیمات با تایید دبیر کل اجرا می شود.مطمئن باش که حتی نصف نفر را هم به این اتهام تحویل نخواهیم نداد."حریری از ضاحیه خارج می شود و وقتی به "قرطیم" می رسد درجه حرارت در این کشور 40 درجه را رد می کند به طوریکه حتی سفر مشترک بشار اسد و ملک عبدالله نیز نمی تواند دما را کاهش دهد.ژوئن 2010 فرا می رسد،زمانی که ریاض باید محصول تلاش های خود برای محاصره ایران را در پرونده هسته ای برداشت کند. شورای امنیت سخت ترین تحریم ها را علیه ایران تصویب می کند. دلارهای عربستان در تغییر موضع روسیه و چین بی اثر نبوده است. اما عربستان و امریکا می دانند که ایران هم برگ های زیادی برای بازی دارد.دیپلماسی تهاجمی ایران آغاز می شود : در لبنان حزب الله کوتاه نخواهد آمد و به نفع سوریه است که در عراق ایاد علاوی را رها کند. با وجود اینکه بشار اسد همیشه در کنار حزب الله بوده اما تهران به دمشق می گوید که نمی شود با یک دست العراقیه را گرفت و با دست دیگر حزب الله را .رئیس جمهور سوریه می داند که حزب الله چه جایگاهی در امنیت ملی کشورش دارد و به نفع دمشق است که بیش از این به ریاض نزدیک نشود،حتی اگر پسر معنوی پادشاه،سعد حریری، از بشار اسد بخاطر اتهامات گذشته خود به سوریه عذرخواهی کند.با وجود اینکه عربستان از بهم ریختن دولت وحدت ملی در لبنان حمایت نمی کند اما در شرایط فعلی برای ریاض، عراق مهم تر از لبنان است. پادشاه به روی میز نگاه می کند ،  برگه های بازی اش تمام شده است.او با نگرانی تماشا می کند که چگونه رئیس جمهور سوریه به تهران می آید. اوضاع به ضرر سعودی ها به پیش می رود. احمدی نژاد به خوبی می داند که اوباما با نخست وزیری مالکی مشکلی ندارد. رئیس جمهور ایران،بشار اسد را راضی می کند که اختلافاتش را با مالکی فراموش کند و در عوض نخست وزیر نیز قول خواهد داد که روابطش یا دمشق را بازسازی کند.حزب الله مرز استراتژیک تهران-دمشق است و به عبارتی خط قرمزی است که نباید کسی از آن عبور کند. بشار به سوریه باز می گردد،کانال اطلاعاتی-امنیتی وسام حسن و رستم غزال مسدود می شود،24 ساعت بعد دادگستری سوریه 33 قرار اتهامی علیه شخصیت های لبنانی،سوری و خلاصه عربی و غربی در رابطه با شهادت دروغین علیه سوریه در رابطه با پرونده ترور حریری صادر می کند. حریری پیام روشنی از ریاض دریافت نمی کند.نخست وزیر و اطرافیانش آچمز شده اند. صدای "فارس خشان" از پاریس می آید. مهم تر از همه مذاکرات سازش نیز شکست خورده است.همه چیز برای آمدن "نجاد"به لبنان آماده است .
رفیق حریری به قاهره فراخوانده می شود. در قاهره ، مبارک ، سخن جونز ، مشاور سابق امنیت ملی اوباما را به یاد می آورد که در 2 سپتامبر و در واشنگتن به او گفت که پسرت را بردار و برو چون اگر مذاکرات شکست بخورد ایالات متحده نخواهد توانست از جانشینی فرزندت حمایت کند.مثل همه رهبران عرب که مهمترین مساله در آخرین روزهای عمرشان،پسرشان است مبارک نیز تصمیم دارد به این سنت دیرینه عربی پایبند بماند حتی اگر اینکار به بهای رفتن به داخل قفس شیر باشد!مبارک به حریری می گوید که تا می توانید سعی کنید این سفر در آرامش برگزار شود و از گرفتن مواضع سلبی پرهیز کنید؛ به جعجع عزیز(!)نیز بگویید فعلا دست راستش را زیاد تکان ندهد.به هر حال رئیس جمهور ایران مانند یک قهرمان وارد بیروت شد و مانند یک قهرمان نیز باز گشت.ایران توانسته محاصره عربی را بشکند و با ترسیم مرزهای استراتژیکش با اسراییل با دستان پر به سراغ مذاکرات هسته ای برود.
پادشاه باید بداند که حتی اگر بندر بن سلطان(مدیر کودتای سپتامبر 2008)را ببخشد و به ریاض فرا بخواند نمی تواند تغییری در واقعیت های جدید دهد.البته اگر بخواهد از استعداد بندر بوش(لقبی که بوش پدر به او داده بود)در فتنه افکنی های جدید در عراق استفاده کند حتی آن چند وزارت خانه کلیدی در دولت مالکی نیز به علاوی نخواهد رسید.فکر می کنم دیگر این واقعیت برای پادشاه عربستان ثابت شده باشد که اگر دست باز ایران به مشت بسته تبدیل شود بازکردن آن مشکل خواهد بود پس بهتر است بجای فراخواندن فرزند شرور خانواده پادشاهی،پیام رئیس جمهور کشورمان را جدی بگیرد.پرونده عراق بسته شده و به نفع همه است که در لبنان پرونده شهود دروغین پرونده ترور حریری به دادگستری این کشور واگذار شود.ایران بار دیگر دستش را باز کرده تا آرامش به لبنان بازگردد.

http://www.asriran.com/fa/news/141097/سعودی-ها-می-بازند

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 8:7  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
تیم ملی دختران ایران برای حضور در مرحله انتخابی بازی های قهرمانی آسیا به مالزی رفت. این تصویر متعلق باز ی های سنگاپور است که ایران قهرمان گروه خود شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 7:58  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
...و در ادامه‌ي یک بیعت

محمدعلی معصومی: می‌توان یکی از ویژگی‌های برجسته‌ي رهبری حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را گشودن افق‌های جدید و ایجاد گفتمان‌های پیشرو در فضای عمومی و نخبگانی کشور دانست؛ گفتمان‌هایی که می‌تواند باعث تمرکز انگیزه‌ها، انسجام بینش‌ها و هماهنگی رفتارها برای تحقق آینده‌ای معلوم و متعالی باشد.

یکی از دیدارهای مهم و تاثیرگذاری که ایشان به طرح مباحث گفتمان‌ساز پرداختند، دیدار 8 آذر 86 بود. دیداری که معطوف به تبیین گفتمان "مدیریت تحول" در حوزه‌های علمیه شد. متن و حاشیه‌ی این دیدار، خصوصیات قابل تأملی دارد که در این نوشتار، در دو بخش، به برخی از آنها می‌پردازیم.

الف: محتوای بیانات رهبری:

محتوای بیانات مقام معظم رهبری حاوی نکات کلیدی و بسیار مهمی بود که بخوبی نشان دهنده‌ي اشراف دقیق ایشان به مسائل امروز و ضرورت‌های فردای حوزه و نظرات پیشرو و بی‌بدیل ایشان در باب مسائل حوزه بود. محتوای سخنان ایشان، گوهرهای دیریابی بر ذخایر گنجینه‌ي عقلانیت حوزه افزود و حجت را بر رهروان راه بالندگی تمام کرد. حال به لحاظ رعایت اختصار، به برخی محورهای کلیدی‌تر سخنرانی ایشان اشاره می‌کنیم:

1. انتقاد صریح از عدم پی‌گیری پیشنهادات رهبری: «‌از پيشنهادهايى كه بنده درطول اين سال‌ها درباره‏ى حوزه‏ى علميه كردم، چه در مجامع عام كه با طلاب و فضلا و مدرسين جلسه داشتيم و... چه در جلسات كوچك و خصوصى‏تر كه با بعضى از مسئولين حوزه يا بزرگان حوزه يا مراجع يا فضلا داشتيم... خيلی‌هايش تا حالا تحقق پيدا نكرده، يا به صورت نيمه‏كاره و نيمه‏راهه تحقق پيدا كرده است.»

2. آینده‌پژوهی و آینده‌نگاری و امکان طراحی و تحقق آینده‌ي مطلوب: «فردايى وجود دارد؛ اين فردا چگونه است؟ اين را شما بايد معين كنيد؛ امروز بايد معين كند.»

3. هشدار جدی نسبت به وضعیت حوزه در آینده: «حوزه بخواهد از تحول بگريزد، منزوى خواهد شد؛ اگر نميرد، اگر زنده بماند.»

4. طرح گفتمان مدیریت تحول: « تحول را بايد پذيرفت و آن را بايد مديريت كرد.»

5. نسبت سنجی وضعیت موجود و مطلوب: «كار در حوزه زياد شده؛ آنچه كه بايد بشود يا تا حالا نشده و می‌بايست می‌شده...، صد برابر آن كارهايى است كه ما تا حالا در حوزه كرديم.»

6. بیان پیش شرط تعامل دولت و نظام اسلامی با حوزه: «مقدارى توقعات از دولت اسلامى و نظام اسلامى مطرح شد با شكل‌هاى مختلف؛ خوب بعضى از اينها البته الان هيچ عملى نيست، تا وقتى كه حوزه آن مركزيت منسجم را پيدا بكند؛ يعنى حوزه سازماندهى‏اش جورى باشد كه آن مركزيت مدير و متفكر و مسلط بر امور و مورد اعتماد همه، ان‏شاءالله تكميل بشود و شكل بگيرد، بعد مي‌شود با او انسان تعامل كند؛ چون خيلى از اين پيشنهادهايى كه شد، احتياج دارد به ظرفيت‌ها و امكانات حوزه.»

7. طرح دوباره و مؤکد مسئله‌ي آزاداندیشی: «يكى از موضوعاتى كه حتماً لازم است من عرض بكنم، مسئله‏ى آزادانديشى است... چرا اين كرسی‌هاى آزادانديشى در قم تشكيل نمی‌شود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزه‏هاى علميه‏ى ما، هميشه مركز و مهد آزادانديشىِ علمى بوده»

8. تکمیل مدیریت: «البته پيشنهادهايى كرديد... همه‏اش هم خوب است، همه‏اش هم درست است؛ منتها هيچ‌كدام از اين‌ها بدون يك مديريت كارآمد امكان‌پذير نيست. كليد همه‏ى اقدام‌هاى مثبت سازمان يافته‏ى قابل انتظارِ نتيجه، كه آدم بتواند نتيجه را از آنها انتظار ببرد، مديريت است. ما بايد مديريت را در حوزه تكميل كنيم.»

9. مطالبات جدی و اساسی از شورای عالی حوزه:

- ترسیم چشم‌انداز حوزه: «شوراى عالى بايد به مسئله‏ى سياستگذارى خيلى اهميت بدهد... بياييد يك چشم انداز بيست ساله، ده ساله براى حوزه تشكيل بدهيد. اين كارِ شوراى عالى حوزه‏ى علميه است.»

- سیاست‌گذاری در عرصه‌ي تولید و توسعه‌ي علوم اسلامی (مدیریت علم): «ما مگر نمی‌گوييم مي-خواهيم علم توليد بشود و پيشرفت كند، خوب كدام علم؟ معناى پيشرفت علم فقه چيست؟ معناى پيشرفت علم اصول مثلاً چيست؟ پيشرفت كند يعنى چه؟ سمت و سوى اين پيشرفت به سوى چيست؟ اينها همه سئوال‌هايى است كه پاسخ لازم دارد. سياست‌هايى كه در مركز شوراى عالى نهاده می‌شود، به اين سئوال‌ها پاسخ مي‌گويد.»

- تشکیل بدنه‌ي کارشناسی از نخبگان حوزه: «(شورای عالی) بايد يك بدنه‏ى كارشناسى بسيار قوى داشته باشند. خوشبختانه در حوزه، ما اين بدنه‏ى كارشناسى را... داريم.»

- شرط لازم برای انجام وظایف: «كِى می‌تواند شوراى عالى اين كار را انجام بدهد؟ وقتى كه افراد محترم شوراى عالى براى اين كار فرصت كافى بگذارند؛ متفرغ باشند؛ يعنى عضويت در شوراى عالى حوزه يك شأنى در كنار شئون اصلى به عنوان شأن فرعى نباشد.»

ب: حاشیه‌ها:

1. انتظار طولانی: این دیدار، پس از گذشت حدود هفت سال از آخرین دیدار رسمی و عمومی رهبر معظم انقلاب با فضلای حوزه (مهرماه 79 – مدرسه فیضیه) صورت گرفت که آن‌هم به گفته‌ي مدیر سابق حوزه‌ي علمیه‌ي قم، "پس از پیگیری های فراوان" محقق شد. در خلال این سال‌ها، دیدارهای ایشان با حوزویان، محدود به سفرهای استانی که با عموم طلاب و روحانیون برگزار شده و برخی دیدارهای خصوصی با مسئولین و یا جمع‌های خاص، بوده است. البته تحلیل علل این فاصله‌ي زمانی طولانی علی‌رغم حساسیت و توجه خاص رهبری به مسائل حوزه، مجالی دیگر می‌طلبد.

2. جمع بزرگان: حضور بزرگان، مسئولین و نخبگان برگزیده‌ي حوزه‌های محوری قم، مشهد و اصفهان یکی از خصوصیات قابل توجه این دیدار بود؛ ظاهراً چنین اجتماعی، قبلا سابقه نداشته است و از شاخص‌های نشان‌دهنده وزانت و اهمیت این جلسه می‌باشد.

3. اولین فرصت: بنا بر آنچه که تا کنون از دیدارهای رهبری با حوزویان منتشر شده، در این دیدار، برای اولین بار، فرصتی ایجاد شد که نخبگان حوزه به بیان دیدگاه‌های خود در محضر رهبری بپردازند و در باب مسائل مختلف حوزه، انتقادات و پیشنهاداتی طرح کنند. این نوع جلسات، در دیدارهای دانشگاهیان با ایشان، به روالی ثابت تبدیل شده؛ اما حساسیت‌های خاص حوزوی، این فرصت را همواره از حوزویان گرفته که با رهبر خود، مستقیم سخن بگویند. این دیدار، اولین و فعلاً آخرین باری بود که این اتفاق مبارک افتاد و این امکان، برای رهبر معظم نیز فرصت مغتنمی بود و اشتیاق شنیدن مطالب سخنرانان، باعث شد که عملاً فقط پنج دقیقه از زمان سه ساعته‌ي مقرر جلسه برای سخنرانی ایشان باقی بماند.

4. هم‌افق با رهبر: علی‌رغم تکثر فکری که در حوزه وجود دارد، مباحث طرح شده نخبگان حوزه، نشان داد که برجستگان و زبدگان فضلای حوزه، با افکار و نگرش‌های تحولی رهبر معظم انقلاب، هم‌افق و همراه هستند. این نکته مورد توجه و تأکید رهبری نیز قرار گرفت. ایشان در ابتدای بیاناتشان فرمودند: «من البته مطالبى را يادداشت كرده بودم كه اينجا با شما در ميان بگذارم، ليكن لزومى ندارد؛ وقت هم كه البته نيست؛ ليكن اگر وقت هم بود، خيلى ديگر لزومى نداشت؛ چون بسيارى از اين مطالبى كه در ذهن من بود، از زبان شماها گفته شد. اين خيلى براى من جالب و زيباست كه مى‏بينم اين مطالب در ذهن برادرها هست.»

5. لزوم انتشار: تاکید مقام معظم رهبری بر انتشار مکتوب و رسانه‌ای جلسه، نشانه‌ای بر اهمیت خاص این دیدار، نزد ایشان است؛ خصوصاً که متن برخی دیدارهای عمومی ایشان با حوزویان، پس از گذشت سال‌ها، به صلاح‌دید مسئولین، هنوز منتشر نشده است. ایشان فرمودند: «به نظرم می‌رسد كه خيلى خوب است، شايد هم لازم باشد كه مجموعه‏ى اين حرف‌هايى را كه اينجا زده شد، تدوين كنند و به صورت يك كتاب دربياورند و منتشر كنند؛ اين به نظرم كار خيلى مناسبى است. حالا آدم دلش می‌خواهد كه اين‌ها در تلويزيون هم پخش شود.»

6. هم‌عهدی برای پی‌گیری: در گذشته، پس از دیدارهای خاص حوزه با رهبریِ معظم، ستادهایی در برخی نهادها جهت پی‌گیری منویات ایشان تشکیل می‌گردید؛ اما ویژگی این دیدار، هم‌عهدی جامعه‌ي مدرسین، شورای عالی و مدیران نهادهای کلان حوزه و تشکیل "شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه" بود تا در عالی‌ترین سطوح حوزه، مطالبات رهبری پی-گیری شود. در ماده يك آن، هدف فعالیت‌های شورا، "پی‌گیری ایجاد تحول در مجموعه‌های حوزوی، با توجه به رهنمودهای امام‌خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، مراجع و علمای بزرگ شیعه، و بر اساس اصول و سیاستهای مصوب در شورا" عنوان شده است.

طبق اساسنامه، اعضای این شورا 11 نفر هستند که عبارتند از: رئیس و نایب رئیس جامعه مدرسین، دبیر شورای ‌عالی، مدیران مرکز مدیریت حوزه‌ي علمیه قم، حوزه‌های خواهران، حوزه‌ي علمیه خراسان و اصفهان، جامعه‌ي‌الزهراء، جامعه‌ي‌المصطفی العالميه‌ي، رئيس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ي علمیه قم و دبیر شورا.

با تشکیل دبیرخانه، کمیسیون‌های تخصصی، به عنوان بازوی مشورتی شورا، تشکیل می‌شوند تا به پشتیبانی کارشناسی تصمیمات شورا بپردازند. کمیسیون‌های شش‌گانه‌ي شورا عبارتند از: مدیریت و تشکیلات، آموزش، پژوهش و تولید علم، تبلیغ و اطلاع‌رسانی، تربیت و تهذیب، حوزه و نظام.

بر اساس آخرین گزارش منتشر شده توسط دبیرخانه‌ي این شورا، تا تیرماه 87، در فاصله 4 ماه، 4 کمیسیون فعال شد که در جلسات‌شان، 14 موضوع کلی و 150 ریزموضوع مورد بحث و بررسی قرار گرفت و حدود 600 آسیب و 400 پیشنهاد احصا شد.

از سرنوشت این شورا، اطلاعی در دست نیست!

منابع:

1. شیرخانی و زارع، تحولات حوزه علمیه قم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 84
2. گاهنامه پیشبرد (خبرنامه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه)، شماره 2
3. هفته‌نامه پنجره شماره 20

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 7:50  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم  : Bahjat-1یکی از رفقا ما به نام آقای رجالی ، که خیلی رفت و آمد داشت از قدیم با حضرت آیت الله بهجت و درس ایشان را خیلی شرکت می کرد و خیلی آدم با صفا و سالم و خوبی است، ایشان چند مورد از ایشان را برای ما نقل می کرد .

یکی اینکه می گفت ، آیت الله بهجت ، به این راحتی هر کسی را راه نمی دادند برای ملاقات ، آن هم برای ملاقات های طولانی و این حرف ها .

ولی آیت الله خامنه ای مرتب خدمت آیت الله بهجت می رسیدند و این ها یک رابطه صمیمی داشتند . زیاد و به طور مخفیانه آقا می آمدند قم و می رفتند خدمت آیت الله بهجت .

یکی از زمان هایی که ایشان می گفت زمان ملاقات این دو بزرگوار بوده است ، سحر بود دو ساعت مانده به اذان صبح . ایشان می گفت که آیت الله خامنه ای گاهی سحر می آمدند . در آن موقعیت حساس می آمدند خدمت آیت الله بهجت و می رفتند . خوب این نشانه علاقه شدید آیت الله بهجت به مقام معظم رهبری است که در این موقع شب و سحر آقا را می خواستند و با هم بودند و صحبت می کردند .

بعد باز ایشان می گفتند چند سال پیش که آیت الله خامنه ای یک هفته ای تشریف آوردند قم ، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ها .

آیت الله بهجت هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان . حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال ! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان آیت الله خامنه ای . ایشان می گفت که یک شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟

آیت الله بهجت فرمودند : " اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست " .

Agha-_Safar

این تعبیر خیلی زیباست که اگر مردم می دانستند استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس تو خانه نمی نشست .

حاج آقا صدیقی هم که خوب تو مراسم آیت الله بهجت نقل کردند که چقدر آقا برای سلامتی آیت الله خامنه ای نذر می کردند و گوسفند نذر می کردند و کارهایی انجام می دادند . خوب این باز نشانه شدت علاقه بود به آقا .

بعد چیزی که نقل کردند این که شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که : " آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم " .Bahjat-2

آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند : " خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام (حالا نذر باشد یا هر چیز دیگر) " .

 

و فرموده بودند : " خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید " .

البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند .

ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت  که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند .

گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که : " آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم " . حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت .

آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: "  که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم . خودتان هم یک کاری انجام بدهید " . برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند .

آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه ای تشریف آوردند قم ، بعد آیت الله بهجت فرمودند : " همه از اطاق بروند بیرون " . حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت ، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند .

بعد می گفت : یک موقعی آیت الله خامنه ای که آمدند ، آیت الله بهجت فرمودند : " هیچ کسی نماند ، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم " و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق ، این قدر با هم صمیمی بودند .

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 7:48  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
"کاملیا انتخابی‌فرد(دوست و رفیقه بعضا فوتبالیست های اخراجی دیروزی)" با اشاره به سفر رئیس جمهور به لبنان و استقبال مردمی از وی نوشته است: دیدن استقبال مردم لبنان از آقای احمدی‌نژاد و عبارت "خوش آمدی" که به زبان هر لبنانی جاری بود، غمی سنگین بر دلمان می‌نشاند.به گزارش شبکه ایران، همکار سابق(دوست و رفیقه بعضا فوتبالیست های اخراجی دیروزی)"  روزنامه همشهری که سالهاست به خارج از کشور رفته و در روزنامه‌های عربی علیه ایران مطلب می‎نویسد، استقبال باشکوه و تاریخی مردم لبنان از رئیس جمهور ایران را یک "غم سنگین" برای مخالفان جمهوری اسلامی ایران دانست."کاملیا انتخابی‌فرد"(دوست و رفیقه بعضا فوتبالیست های اخراجی دیروزی)"  که در دوره اصلاحات با روزنامه "زن" که به صاحب امتیازی فائزه هاشمی رفسنجانی منتشر می‌شد، همکاری داشت، در یادداشتی که در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرده، با اشاره به سفر رئیس جمهور به لبنان و استقبال مردمی از وی نوشته است: دیدن استقبال مردم لبنان از آقای احمدی‌نژاد و عبارت "خوش آمدی" که به زبان هر لبنانی جاری بود، غمی سنگین بر دلمان می‌نشاند.انتخابی‌فرد (دوست و رفیقه بعضا فوتبالیست های اخراجی دیروزی)" همچنین به عصبانیت و یاس سران فتنه 88 از این استقبال باشکوه هم اذعان کرده و اظهار داشته است: چنین استقبال نادری نوعی قدرت‌نمایی آقای احمدی‌نژاد در مقابل منتقدان خود نیز بود.البته این روزنامه‌نگار فراری در بخش دیگری از مطلب خود، در ادعایی جالب و متناقض با آنچه پیش از این نگاشته است، مدعی شده که "مردم لبنان علاقه ای به داشتن حکومت اسلامی مانند آنچه در ایران وجود دارد، ندارند!" با این حال، وی توضیح نداده اگر لبنانی‌ها علاقه‌ای به ایران ندارند، پس چرا چنین استقبال تاریخی‌ای را از رئیس جمهور ایران صورت داده‌اند؟گفتنی است این مطلب درحالی از سوی کاملیا انتخابی‌فرد(دوست و رفیقه بعضا فوتبالیست های اخراجی دیروزی)"  بیان شده که او سال‌هاست به یکی از کشورهای عربی مهاجرت کرده و به عنوان روزنامه‌نگار، علیه ایران مطلب می نویسد.مطالب ضدایرانی انتخابی‌فرد(دوست و رفیقه بعضا فوتبالیست های اخراجی دیروزی)"  به حدی زننده بوده که حتی با اعتراض شدید و جدی دوستان و همکاران سابق وی نظیر "نیک‌آهنگ کوثر" (ضد انقلاب خارج نشین) روبرو شد و منتقدانش او را کسی خواندند که از جنسیت خود برای تهیه مطالب ویژه و کسب اطلاع از محافل خصوصی مردم و مسئولان استفاده می‌کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 7:47  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
مردم قم مسير استقبال از رهبرانقلاب را آب و جارو كردند

مراسم گلباران و غبارروبي مسير استقبال از رهبر معظم انقلاب اسلامي در خيابان 19 دي قم با حضور اقشار مختلف مردم برگزار شد.به گزارش خبرگزاري فارس ، در آستانه تشريف‌فرمايي مقام معظم رهبري به شهر مقدس قم جمعي از اقشار مختلف مردم به ويژه مادران شهيد بعد از ظهر امروز مسير استقبال از ولي امر مسلمين در خيابان 19 دي را گلباران و غبارروبي كردند.در اين مراسم باشكوه، مردم ولايي قم، طلاب و روحانيون عشق و ارادت خود را در آستانه حضور رهبر معظم انقلاب در شهر علم و اجتهاد به منصه ظهور رسانده و مادران شهيد با اين حضور عاشقانه نشان دادند كه همچنان در مسير آرمان‌هاي انقلاب و اطاعت از ولايت گام برمي‌دارند.حضور اقشار مختلف مردم از زن و مرد و پير و جوان به ويژه مادران شهيد با چادرهاي به كمر بسته در ساعت‌هاي بعد از ظهر امروز براي غبارروبي مسير استقبال، صحنه‌هايي بديع از ولايتمداري مردم هميشه در صحنه قم آفريده بود. فضاي استقبال از رهبر معظم انقلاب اسلامي با اين حضور عاشقانه و با فرستادن صلوات‌هاي خانواده‌هاي معظم شهدا عطرآگين شده بود.در اين مراسم مادران شهيد و روحانيون گاه زيرلب و گاه با صداي بلند عشق و علاقه خود به حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، رهبر مسلمانان جهان را اظهار داشتند و براي سلامتي و طول عمر ايشان دعا كردند.از ساعت هشت صبح فردا سه‌شنبه همزمان با ميلاد حضرت ثامن‌الحجج امام رضا (ع) مقام معظم رهبري در شهر مقدس قم حضور يافته و سفر 9 روزه خود را به شهر خون و قيام رسما آغاز خواهند كرد.ايشان پس از مراسم پرشور و باشكوه استقبال، در ميدان آستانه و در جوار حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) به ايراد سخنراني خواهند پرداخت و اقشار مختلف مردم، مسئولان اجرايي، علما و فضلاي حوزه علميه قم در اين مراسم حضور مي‌يابند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 7:14  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
وقتی برخی آقازاده‌ها صراف زاده صراف نژاد می‌شوند!!!

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که فعالیت برخی آقازاده ها درعرصه صراّفی افزایش یافته است.به گزارش جوان آنلاین، شنیده شده است برخی آقازاده‌ها که پیش از این به شکل غیر علنی در عرصه صرافّی وارد شده بودند، فعالیت‌های خود را در این عرصه افزایش داده‌اند.گفتنی است، برخی از این افراد دارای مجوز صراّفی نبوده و به شکل غیر قانونی به فعالیت مشغولند.شایان ذکر است، چندی پیش مدیر صراّفی بانک از بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی درخواست کرده بود که دلار فقط در فرودگاههای کشور در قبال ارائه کارت ملی و بلیط سفر خارجی به متقاضیان عرضه گردد.

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=66101

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ساعت 7:12  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 
حزب‌الله نباید با عبور از احمدی‌نژاد اشتباه‌تاریخی کند/باید دائماً از سران‌فتنه‌پرسید چرا با بهایی‌ها و منافقین‌هم‌جبهه شدند

 

 

 

 

 

 

 

 

حاج سعید قاسمی از فرماندهان دوره دفاع مقدس در گفت‌وگو با رجانیوز به سؤالات متنوعی در مورد وضعیت فعلی جریان فتنه و سران آن، مسائل اصلی و فرعی، موضوع مشایی، امریکا هراسی و... پاسخ داد.

ضمن آنکه اهم موارد مطرح شده در این گفتگو را از نظر می گذارنید، رجانیوز طی روزهای آینده متن کامل آن را منتشر خواهد کرد:

* احمدي‌نژاد قطعاً تا زماني كه علمدار پرچم ولايت هست، احمدي‌نژاد است، چون كساني كه اين طرف خاكريز آمده‌اند و در برابر زنجيره‌اي از انواع و اقسام مخالفين خط ولايت قرار دارند، هدف‌شان حمايت از خط ولايت است و نه فرد خاص. اين چيزي است كه خود احمدي‌نژاد بهتر از هر كسي مي‌داند و ديديم كه هر وقت ايشان اندكي از تفكر حضرت آقا فاصله گرفت و يا اين شائبه بين حزب‌الله ايجاد شد كه دارد فاصله مي‌گيرد، نمره قبولي‌اش از 20 پایين‌تر آمد. البته بايد بگویيم كه اين بزرگوار به حسب استمرار خط فكري حضرت آقا، نمره قبولي را دارد و در همين جا دعا مي‌كنيم كه اتفاقاتي پيش نيايد كه اين شائبه‌ها بيشتر شود و ما در صف خودمان شاهد ريزش بيشتري نشويم.

* سران فتنه اگر به زندان بيفتند، بزرگ مي‌شوند. اينكه در بيرون از زندان، يك بچه 12،10 ساله با لنگه كفش دنبال كروبي راه بيفتد، براي يك شخصيت، مرگ است. ديگر چيزي برايش باقي نمانده كه در قزوين يك بچه 12 ساله دمپایي به سمت او پرت می‌کند. ما بيني و بين الله اصلاً از اينكه چهره‌اي در قد و قواره كروبي به اين روز بيفتد، خوشحال نيستيم اما مسئله این كه چه شد كه اينها كارشان به اينجا كشيد؟

* رسانه های ما هنوز به خیلی از تکالیف خود عمل نکرده اند. نسل امروز نمي‌آيد 200 صفحه رمز عبور1 و 2 و 3 و 4 ويژه‌نامه‌ روزنامه ايران را بخواند و از آن مطلب در بياورد كه چه اتفاقي افتاده؟ چون جامعه ما جامعه اهل مطالعه نيست.

* نبايد فتنه را تمام شده بدانیم و بگویيم اينكه گذشت و ما حالا در فاز جديدي هستيم و مسئله اصلی مشایي است و...  در صورتي كه ما هنوز واقعاً نفهميده‌ايم كه چه اتفاقاتي افتاد كه در جبهه‌اي كه مجاهدين خلق را داشتيم، برخی خواص هم در همان پازل بازي كردند، در جبهه‌اي كه بهایي‌ها را داشتيم، آقاي هاشمي هم در همان جبهه بازي كرد، آقاي موسوي و كروبي هم همين طور. براي ما واقعاً هنوز اين سئوال مطرح است كه چه شد كه همه اينها با هم، در يك خط تهاجمي عليه همه چيزهایي كه خودشان هم در ساختن آن شريك بودند، صف كشيدند؟ اين سئوالي است كه هر جا كه آقايان را گير مي‌آورد، از آنها باید بپرسد كه قضیه از چه قرار بود؟

* مدتی است آقاي هاشمي و برخی افراد دیگر در جلسات متعددي كه اين طرف و آن طرف داشته‌اند، اين نقش را بازي مي‌كنند كه من اسم آن را "آمريكا هراسي كاذب" مي‌گذارم. زیرا دارند اين طور القا مي‌كنند كه نظام -و مشخصاً دولت احمدي‌نژاد- به‌دليل اينكه در سياست خارجي خود، كشور ما را در كنج انزوا قرار داده، آمريكا قطعاً به ما حمله خواهد كرد و آماده باشيد، چون نظام عن‌قريب از اساس دچار بحران مي‌شود. اين تحليل را چند سال پيش هم داشتند و درست در نيامد و جوابي هم نداشتند بدهند. البته در يك جایي گفتند که اقدامات بعدي ما باعث شد كه آنها حمله نكنند! اگر چند وقت بعد هم بگویيم چرا نزدند؟ شايد جزو افتخارات خودشان بدانند كه  پيشدستي‌ها و تحليل‌هاي ما موجب شد كه نزنند!

* با صراحت عرض كنم كه به تعبير حضرت آقا، ممکن است احتمال این هم برود که دشمن كاري غيرعقلایي انجام بدهد، ولي اگر هم باشد، اين در اثرچراغ‌سبزهایي است كه از اين طرف داده مي‌شود و در اثر اعمال خائنانه‌اي است كه اين طرف انجام مي‌شود.(دقیقا بخاطر خیانت های آقایان است)

* چه‌گونه است كه آقاي شمخاني وقتي كه در محاصره دشمن بوديم نامه مي‌دهد كه دارد خيانت مي‌شود و بعد از يك پروسه، يك‌دفعه تحليلش 180 درجه تغيير مي‌كند؟  آن شب خيلي اتفاقات در آن برنامه تلويزيوني افتاد، طوري كه بالاخره آقای يامين‌پور مجری برنامه پرسيد: «شما فتنه را قبول داريد يا نه؟» و شمخاني جواب داد: «كدام فتنه؟!»  هنوز يك سال نگذشته، مي‌بينيد كه چقدر در گفته‌ها و شنيده‌ها دچار تناقض شده‌ايم لذا مطمئناً ده سال بعد اگر بخواهيد اين جريان را به فرزندانتان انتقال به آدم‌هایي برخورد مي‌كنيد كه تلقي‌هاي 180 درجه متفاوتي را ارائه خواهند داد. لذا باید همه چیز به‌طور مستند و دقیق بازخوانی شود.

* اگر كليد عبور از احمدي‌نژاد را بزنیم و بگويیم اين هم كه حسابش تمام شد، برويم دنبال كس ديگري بگرديم، به چیز بهتری نمی رسیم. حزب‌الله نبايد اين اشتباه تاریخی را بكند و فكر كند آن طرف خبري هست. بايد منطقي باشيم.

* آقاي احمدي‌نژاد بايد به برخی مسایل توجه داشته باشد كه با بعضی کارها چه مقدار جذب مي‌شوند و به‌ازاي آن از طيف حزب‌اللهي‌ها چقدر ريزش مي‌كنند. البته او نمي‌تواند در تلويزيون بنشيند و بگويد كه ای طرفداران من! براي چه هدفي دارم با اين تاكتيك جلو مي‌روم. اما اين نقص هم وجود دارد كه وقتی منطق یک تاکتیک برای حزب الله روشن نیست، اینطور می‌شود که در 30 شب ماه مبارك رمضان، در هيئات به رییس جمهور انتقاد می‌کنند و اين وضعيت پيش می‌آید كه هر حزب‌اللهي در دور دوم احمدي‌نژاد دوست دارد نقش اپوزيسيون را بازي كنند و كل دولت احمدي‌نژاد را با اين عنوان كه بني‌صدرتان را جمع كنيد، زير سئوال ببرند.

********نتیجه هم این می شود که نسل سوم كه امروز قبل و بعد اين جريان را نمي‌فهمد، يك شبه مي‌شود ضد احمدي نژاد. برای همین هم حضرت آقا هم گفتند كه مسائل فرعي را اين قدر بزرگ نكنيد.

* ما خواهشمان اين است كه برادر! آقاي احمدي‌نژاد! الان حزب الله نمي‌تواند اين لقمه را هضم كند. تو داري بخشي از طيف خاكستري را به دست مي‌آوري، ولي از يك طرف هم داري طيف خاكستري مي‌سازي، يعني يك سري خاكستري جديد با اين حركت‌ها توليد مي‌شوند.

* قاطعانه مي‌گويم كساني كه امروز جرياناتي چون جريان مشایی را بزرگ مي‌كنند، همين الان تفكرات‌شان در راستاي تفكراتي به مراتب پوسيده‌تر و خائنانه‌تر از همين تفكراتي است كه ادعاي مخالفت با آنها را دارند و مي‌گويند اينها دارند زرتشتي‌گري و ايراني‌گري را باب مي‌كنند. نه اينكه فقط ما ادعا کنیم که شما اگر مي‌آمديد اين كارها را مي‌كرديد، بلكه اينها جزو ادعاهاي تبليغاتي شما بود كه به جایي هم نرسيد و از رياست‌جمهوري فقط كت و شلوارش ماند كه هر روز مي‌پوشيد و جلوي آیينه خودتان را تماشا مي‌‌كنيد!

*  من به ماجراهای اخیر خوش‌بينانه نگاه مي‌كنم و فكر مي‌كنم كه ما از اين گردنه هم عبور خواهيم كرد و با وجود شيطنت‌هایي كه مي‌شود، با صحت و عافيت از اين مرحله هم عبور مي‌كنيم.

* همواره بايد حواسمان باشد كه قصه تلخ جام زهر يك بار اتفاق افتاد و تاريخ نبايد دو مرتبه تكرار شود؛ كما اينكه در مجلس ششم آن شيطان‌ها آن نامه را به آقا نوشتند و تا آخر خط رفتند و به آقا گفتند اگر همان كار حضرت امام را تكرار كنيد، موجب امتنان ملت خواهد شد كه الحمدلله رب العالمين با هوشياري آقا آن فتنه دفع شد لذا اين احتمال وجود دارد كه در اثر غفلت ملت و غفلت بچه حزب‌اللهي‌ها، بار ديگر همان توطئه‌اي كه در برابر حضرت روح الله شكل گرفت، در مقابل حضرت آقا هم شكل بگيرد.

* جهان اسلام مادام كه بر اساس تئوری امام خميني حركت نكند و به سمت متراكم شدن انرژي‌های پراكنده جهان اسلام و بسيج جهاني نرود، حكايت همچنان باقي است. ايشان مي‌فرمايند: «ترس من آن است كه ده سال ديگر بيایيد و بگویيد كه حكم سلمان رشدي يك حكم فقاهتي بوده است و نه يك حكم سياسي». عيناً سر ده سال اين اتفاق افتاد! آقاي خرازي تشريف بردند و كنار جك استراو ايستادند و افاضه فرمودند كه: دولت ما كسي را براي ترور حضرت آقاي سلمان رشدي نمي‌فرستد!

اگر حرفهای امام را گوش كرده بوديم امروز كسي جرأت نمي‌كرد در دانمارك كاريكاتور رسول‌الله(ص) را بكشد، یا كسي قرآن را آتش بزند، اگر عقب برويد، اينها جلو مي‌آيند. مدل دشمن همین گونه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ساعت 23:14  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 

مشروب‌فروشی به نام کعبه در اسپانیا! + عکس

منهتن محل قرار داشتن برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی است که در حملات تروریستی 11 سپتامبر فروپاشید. به تازگی قرار بود مسجدی در نزدیکی این نقطه آغاز به کار کند که با واکنش تندورهای مسیحی و تبلیغات تند رسانه‌های امریکا علیه مسلمانان مواجه شدپس از توهین به ساحت مقدس قران کریم و تلاش برای آتش زدن صفحات شریف این کتاب آسمانی اینک طرح دیگری برای تخریب چهره اسلام در حال اجرا است به گزارش البرز نیوز، در ادامه طرح توهین و تخریب چهره دین آسمانی اسلام خبرها از آغاز به کار فروشگاه نوشابه‌های الکی به نام «کعبه» در اسپانیا حکایت دارد.بر اساس این گزارش یک مشروب فروشی جدید به نام «سیب مکه» افتتاح شده که به خانه کعبه بسیار شبیه است.

 
 
گفتنی است، به زودی کنگره عظیم و جهانی حج با حضور بیش از  دو میلیون نفر از مسلمانان جهان در مکه مکرمه آغاز خواهد شد. باید دید این اقدام نابخردانه و موذیانه با چه واکنشی از سوی جهان اسلام رورو می‌شود. همچنین گزارشهای حاکی است گروههای اجتماعی مسلمانان در شبکه اینترنت با ارسال تصاویر این فروشگاه به دیگر مسلمانان خواستار واکنش مناسب به این اقدام شده‌اند.
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ساعت 8:8  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
















+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ساعت 8:3  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 

سرداب قبل مرمت

 

سرداب بعد از مرمت

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ساعت 8:0  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  |