تأملی در سیره جناب عمار یاسر به بهانه اخبار ضد و نقیض درباره انفجار حرم ایشان
حضرت رضا(علیه‎السلام) در روایتی به جماعتی كه شیعه ظاهری بودند فرمود: «وای بر شما! همانا شیعه علی (علیه‎السلام) افرادی مانند حسن (علیه‎السلام)، حسین (علیه‎السلام)، ابوذر، سلمان، مِقداد، عمّار و محمد بن أبی بكر هستند، آنان كه از مخالفت با اوامر آن حضرت نهی نمودند و هیچگاه كاری كه مورد قهر آن حضرت بود انجام نمی‌دادند.»
سرویس فرهنگی «فردا»: از روز گذشته اخبار ضد و نقیضی مبنی بر انفجار حرم جناب عمار یاسر (رحمة الله علیه) در سوریه به گوش می‌رسد. اگر این خبر صحت داشته باشد و فیلم منتشر شده از انفجار آن صحیح باشد، باز هم جنایت و بی حرمتی دیگری از سوی معاندین اسلام که در ظاهر اسلامیون گردآمده اند، آشکار می شود. چنین ضایعه‌ای را باید به امام زمان (عجل الله فرجه) تسلیت گفت؛ چراکه عمار یاسر از جمله یاران و اصحاب برتز و والا مقام رسول خدا (صل الله علیه و آله) و امیرمؤمنان (علیه السلام) بوده‌اند و چنین جسارتی به حرم ایشان، جلوه بارزی از عداوت، کج فهمی و کوردلی دشمنان اسلام است.





عمار، آنچنان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزدیك بود كه خود می‌گوید: «كُنْتُ تِرْباً لِرَسولِ اللهِ فی سِنِّهِ، لَم یَكُنْ أَحَدٌ أَقْرَبَ إلیه مِنّی»[7]؛ من دوشادوش رسول خدا بودم، هیچ كس مثل من به آن حضرت نزدیك نبود. شاید بر همین اساس بود كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «إنَّ عَمّاراً جِلْدةٌ بَیْنَ عَیْنی وَ أَنْفی»[1]؛ همانا عمار پوست بین چشمان من است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جای دیگری و برای کوری چشمان دشمنان فرمود: «إنّكَ مِنْ أَهْل الجَنَّه تَقْتُلُكَ الفِئَةُ الباغِیَةُ»[2]؛ یعنی تو اهل بهشت هستی، و قوم ستمگر تو را می‌كشند. ... و امروز هم قوم امتداد آن قوم ستمگر معاویه پیشه، حرم مطهر این صحابی خاص و روحانی رسول خدا را متعرض می شوند.

همچنبن در منابع اهل سنت هم تاکید بر عمار و شخصیت او فراوان است که در بخشی از آن ابن سعد نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ان عمارا مع الحق و الحق معه، یدور عمار مع الحق اینما دار، و قاتل عمار فی النار؛ همانا عمار با حق است و حق با عمار، حق به هر سو گراید عمار به همان سو خواهد گرایید و قاتل عمار در آتش جهنم خواهد بود.[3]



موضعگیری عمار یاسر، بعد از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همچون موضعگیری مولایش امیرمؤمنان علی(علیه‎السلام) بود. در مسأله رهبری، با خلفاء مخالفت شدید نمود. وی از پیشگامان تشیع بود و نام او در همه جا در كنار سلمان و ابوذر و مقداد، به عنوان اعضای اصلی هسته مركزی تشیّع می‌درخشید. او یكى از خواص حضرت امیرالمومنین بود كه شبانه و بطور مخفیانه همراه آن حضرت بر پیكر مطهر صدیقه طاهره نماز خوانده و او را به خاك سپردند.

روزی که عمار به دست اصحاب معاویه در لشگر امیرالمؤمنین علیه السلام کشته شد، ناگهان فریاد از همه جا بلند شد که‏ حدیث پیغمبر صادق آمد. بهترین دلیل برای اینکه معاویه و یارانش بر باطل‏اند این است که اینها قاتل عمار هستند و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در گذشته خبر داد: «یا عمار! تقتلک الفئة الباغیة» که اشاره است‏ به آیه: «و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدیهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفی‏ء الی امرالله»؛ و اگر دو طائفه از مؤمنان با هم جنگیدند میان آن دو را اصلاح کنید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تعدی کرد، با آنکه تعدی می کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. (سوره مبارکه حجرات، آیه9)

شهادت عمار یاسر در جنگ صفین و به دست لشکریان معاویه، گرچه مورد تأثر حضرت امیر و یارانش شد اما ولى در تزلزل روحیه سپاه شام و رسوا نمودن معاویه هم بسیار مؤثر بود. چون رسول خدا(ص) بارها درباره او فرموده بود: گروه ستمکار و اهل بغى، او را مى کشند؛ و ثابت شد که این گروه, همان سپاه شام اند که به فرمان معاویه به جنگ با على(علیه السلام) آمده اند. عمار یاسر، این شیرمرد شجاع، در 94سالگى به آستان پروردگارش عروج کرد و خطى از حماسه و ایمان و ولایت را براى همیشه، پیش روى رهروان حق باز کرد.



سخن معاویه درباره او، به عنوان اعتراف دشمن، جایگاه والاى او را نشان مى دهد. روزى که مالک اشتر با دسیسه معاویه در راه عزیمت به مصر شهید شد، معاویه پس از شنیدن این خبر گفت: على بن ابى طالب دو دست داشت: یکى از آنها در جنگ صفین بریده شد و آن عمار یاسر بود؛ دست دیگرش امروز جدا گردید و آن مالک اشتر بود. [4]

حضرت رضا(علیه‎السلام) در روایتی به جماعتی كه شیعه ظاهری بودند فرمود: «وای بر شما! همانا شیعه علی (علیه‎السلام) افرادی مانند حسن (علیه‎السلام)، حسین (علیه‎السلام)، ابوذر، سلمان، مِقداد، عمّار و محمد بن أبی بكر هستند، آنان كه هیچگاه، مخالفت با اوامر آن حضرت نهی نمودند و هیچگاه كاری كه مورد قهر آن حضرت بود انجام نمی‌دادند.»[5]

_____________
1- مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، المكتبة الاسلامیه، 1386 ق، اول، ج 68، ص 158.
2- همان، بحارالانوار، ج 22، ص 351.
3- طبقات ابن سعد،ج 3،ص 187.
4- اختصاص, ص81.
5- همان،مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار مصجّح؛ محمد باقر محمودی، تهران، نشر مؤسّسه الطبع و النشر، 1368 ش، چاپ اول، دانشنامۀ امام علی (علیه‎السلام)، ج 8، ص 524.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 14:23  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 

 سرویس: رسانه هاي ديگر - رسانه ديگر

حضرت «حوا» در قبرستانی نزدیک شهر جده در کشور عربستان به خاک سپرده شده است. پیش از نفوذ وهابیت در این کشور، قبر ایشان دارای مقبره بوده است. در حال حاضر هیج اثری از مقبره وجود ندارد و محل آن را با بتون مسطح کرده‎اند.

به گزارش ایسنا، خبرآنلاین در ادامه خبر خود نوشته است: از جمله عکس‎هایی که در وزارت فرهنگ فرانسه از این مکان نگهداری می‎شود مربوط به سال 1918 میلادی می‎باشد و یکی از مستشاران نظامی غربی به نام winchelsen در مناطق عربی گرفته است.

مجله لوپوئن فرانسوی هم در مورد وجود چنین مقبره‎ای در ایام حج نوشت: قبرستانی در نزدیکی جده وجود دارد که حاجیان ایرانی برای زیارت به آن مراجعه می‎کنند، ولی از مقبره حضرت حوا اثری به جز یک دیوار باقی نماده است و ایرانیان با خواندن دعاهایی در آن جمع می‎شوند.

مقبره حضرت حوا

مقبره حضرت حوا

مقبره حضرت حوا
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 13:35  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 

 فارس: شهید احمد پاریاب فرمانده گردان شهادت از لشکر 27 محمد رسول الله در هشت سال جنگ تحمیلی و جانباز دفاع مقدس بعد از تحمل سال ها مجروحیت به دوستان شهیدش پیوست.

سردار شهید احمد پاریاب(نفر اول از چپ)، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب(نفر سوم از راست)، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)، در تصویر شهید دستواره نیز دیه می‌شود

سردار شهید احمد پاریاب(نفر دوم ایستاده از راست)، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب(نفر اول از راست)، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)
 
سردار شهید احمد پاریاب(نفر دوم ایستاده از راست)، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)
سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)سردار شهید احمد پاریاب، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمدرسول الله(ص)
 

http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13911223000166

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 13:28  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 

خبرگزاری فارس: به دلیل باز شدن فضای اجتماعی در کره شمالی نسبت به چند سال گذشته، اخیراً تصاویری از درون این کشور منتشر می‌شود که پیش از آن امکانپذیر نبود.

خبرگزاری فارس: تصاویر دیدنی از ارتش و رهبر کره شمالی

به گزارش خبرگزاری فارس، در زیر گزارشی تصویری از بازدید کیم جونگ اون رهبر کره شمالی از یک هنگ مرزی این کشور دیده می‌شود.

انتهای پیام/ص

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 13:14  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 

خبرگزاری فارس: ساکنان مجمع‌الجزایر «مالویناس» طی دو روز گذشته در همه‌پرسی تعیین حاکمیت این جزایر شرکت کردند و به نفع انگلیس رأی دادند.

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، ساکنان جزایر «مالویناس» در همه‌پرسی دو روزه‌ای که برای تعیین تکلیف حاکمیت این جزایر انجام شد، به نفع انگلیس رأی دادند. این همه‌پرسی را دولت انگلیس و با هدف همراه کردن جامعه بین‌الملل با خود در ادعای مالکیت بر این جزایر برگزار کرد.

تصاویری که از این همه‌پرسی منتشر شده نشان می‌دهد که سیاست تغییر بافت جمعیتی که انگلیس از چندین دهه قبل در این جزایر آغاز کرده، تا چه حد موفق بوده و «مالویناس» را به منطقه‌ای کاملا انگلیسی تبدیل کرده است.

انگلیس و آرژانتین بر سر مالکیت این جزایر با هم اختلاف دارند. انگلیسی‌ها می‌گویند حاکمیت این جزایر را از امپراطوری اسپانیا به ارث برده‌اند و در مقابل دولت آرژانتین می‌گوید حاکم این جزایر پس از کشف و در زمانی هم که تحت حاکمیت اسپانیا بوده، به دولت مرکزی آرژانتین گزارش می‌داده است. روابط دیپلماتیک میان آرژانتین و انگلیس از سه دهه قبل که این دو کشور بر سر مالکیت مجمع‌الجزایر «مالویناس» با هم وارد جنگ شدند، تیره بوده است. در نبرد سال 1982 که ده هفته طول کشید، 650 آرژانتینی و 255 انگلیسی کشته شدند. دو ماه قبل هم «دیوید کامرون» نخست‌وزیر انگلیس از احتمال اعزام جنگنده‌های این کشور و استقرار در این جزایر خبر داد.

انگلیس این مجمع‌الجزایر را «فالکلند» می‌خواند. این جزایر جمعا قریب به 3هزار نفر جمعیت دارند، که بیش از نیمی از آن‌ها را شهروندان انگلیسی تشکیل می‌دهند. بومیان این جزایر می‌گویند که انگلیس از هشت یا 9 نسل قبل اتباع خود را به این جزیره منتقل کرده و همین امر موجب شده تا «مالویناس» با وجود آنکه مهاجران زیادی هم از شیلی و «سنت هلنا» دارد، اما بافتی انگلیسی پیدا کند. دولت آرژانتین هم اعلام کرده است که دولت انگلیس پس از حاکم شدن بر این جزایر بومیان و ساکنان اصلی را اخراج کرده و به همین دلیل همه‌پرسی از ساکنانی که اساسا متعلق به این جزایر نیستند، بی‌معنی و بی‌ارزش است.

در حقیقت انگلیسی‌ها همان سیاستی را که در فلسطین اشغالی و برای تشکیل کشوری یهودی در پیش گرفتند، در این جزایر هم پیاده کردند، که همان انتقال اتباع غیربومی به منطقه و تغییر بافت جمعیتی به نفع خود است.

دولت آرژانتین به رهبری «کریستینا فرناندز» تلاش زیادی کرده‌اند تا حق مالکیت این جزایر به این کشور بازگردد. مجمع‌الجزایر «مالویناس» با لندن حدود 13هزار کیلومتر فاصله دارد، اما تنها با کمی بیش از یک ساعت پرواز می‌توان از جنوب آرژانتین به این جزایر رسید.

نتایج رسمی این نظرسنجی نشان می‌دهد که 99.8درصد ساکنان این جزایر به نفع انگلیس و ادامه حاکمیت لندن بر «مالویناس» رأی داده‌اند.

دولت آرژانتین پیش از برگزاری این همه‌پرسی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده بود: بریتانیایی‌ها با این اقدام جدیدشان می‌خواهند موضوع «مالویناس» را با رأی‌ جمعیتی که خود به این جزیره منتقل کرده‌اند، به حاشیه بکشانند.

انتهای پیام/ص

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 13:8  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
ماجرای تماس اینترنتی ربع ‌پهلوی با زن مسئله‌دار

خبرگزاری فارس: یکی از کارشناسان امنیتی فرانسه برای نشان دادن اشراف اطلاعاتی خود بر سلطنت‌طلبان، از مکالمه اینترنتی ربع‌پهلوی با خانمی به نام «ف.ج» پرده برداشت.

خبرگزاری فارس: ماجرای تماس اینترنتی ربع ‌پهلوی با زن مسئله‌دار

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت دیده‌بان نوشت: یکی از کارشناسان اطلاعاتی فرانسه طی مقاله‌ای از بی‌اعتنایی سرویس جاسوسی فرانسه موسوم به DST به ربع‌پهلوی و سلطنت‌طلبان خبر داد.

 

وی با اشاره به دیدارهای حلقه پاریس با مجمع پارلمانی شورای اروپا و همچنین بیانیه‌ها و اظهارات مداخله‌جویانه سران دولت مستکبر فرانسه درباره سران فتنه، از ترجیح داشتن سران فتنه به ربع‌پهلوی و گروهک تروریستی منافقین برای دولت فرانسه صحبت به میان آورده است.

این به اصطلاح کارشناس اطلاعاتی از تحت نظر بودن اپوزیسیون جمهوری اسلامی توسط سازمان‌های جاسوسی فرانسه گفته و به این مطلب اشاره کرده که DST از بین همه گروه‌های ضد انقلاب از همه بیشتر بر روی ربع‌پهلوی و اطرافیانش اشراف اطلاعاتی دارد.

 

وی در این‌باره اینچنین می‌نویسد: فرانسویان، شاهزاده، نمایندگان و هواداران وی را در این کشور بخوبی می‌شناسند، آن‌ها به میزان تحصیلات واقعی، پیشینه کاری و بیکاری! میزان درآمد مالی، کارآیی و شخصیت طرفداران وی، بهتر از خود شاهزاده واقف هستند.

یکی از کارشناسان امنیتی فرانسه برای نشان دادن اشراف اطلاعاتی خود بر سلطنت‌طلبان طی یک جلسه خصوصی از مکالمه اینترنتی ربع‌پهلوی با خانمی به نام «ف.ج» مقیم کانادا در چهار سال پیش که توسط «شهریار آهی» بهایی برنامه‌ریزی شده بود، پرده برداشته است. اندکی پس از این مکالمه عکس‌های برهنه این خانم بر روی اینترنت قرار گرفت. در واقع رسوایی اخلاقی ربع‌پهلوی و اپوزیسیون به حدی است که سازمان‌های جاسوسی استکبار نیز از این مسأله مطلع هستند.

 

این کارشناس اطلاعاتی با اشاره به صحبت یکی از سلطنت‌طلبان به نام «باوندیان» درباره حضور ربع‌پهلوی در پارلمان انگلستان که گفته است: حضور شاهزاده و اطرافیانش در سالن غذا خوری! پارلمان بریتانیا بوده است و در نتیجه تنها چند کنجکاو انگلیسی در گفتگوی آن روز شرکت کرده‌اند.

نویسنده مقاله همچنین با اشاره به بی‌ثمر بودن رفت و آمدهای فرقه منافقین و ربع‌پهلوی به پارلمان اروپا و دست خالی برگشتن آنان از آن‌جا اشاره کرده و از کاسه گدایی دست گرفتن سلطنت‌طلبان و منافقین در تلویزیون‌هایشان سخن گفته است.

لازم به ذکر است که شورای دیکتاتوری ربع‌پهلوی در تلاش است تا در ماه مارچ، نخستین کنگره این شورا را برگزار کنند که بدون حمایت سازمان جاسوسی فرانسه این شورا به مشکلات عدیده‌ای برخورد کرده‌اند.

بازگشت به صفحه نخست سرویس فضای مجازی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:53  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
کدام جمله «آقا» یادآور شاهکار ورزشکار ایرانی در برابر عروس ملکه انگليس بود؟ + فيلم

رجانیوز: دیدار روز گذشته قهرمانان المپیک و جمعی از ورزشکاران با رهبر انقلاب، حواشی جذاب و منحصر به فرد خاص خودش را داشت. از تسلط بی‌نظیر آیت‌الله خامنه‌ای بر رویدادهای ورزشی مختلف و پیگیری مسابقات ملی و توجه خاص به رویکرد و منش اسلامی ورزشکاران در میادین بین‌المللی گرفته تا سخنان صمیمی و پر از شور ورزشکاران و قهرمانان با رهبر انقلاب. 

اما این دیدار یک نکته جذاب هم در حاشیه خود داشت. دیدار مهرداد کرم‌زاده، پرتابگر دیسک ایران و دارنده مدال نقره المپیک لندن با آیت‌الله خامنه‌ای و گپ و گفت دوستانه و چند لحظه‌ای او با رهبر انقلاب بود. کرم‌زاده که در هنگام صبحت با آقا، چشمانش بارانی شده بود، هر دو دست رهبر را گرفت و از اهتزاز پرچم ایران در قلب لندن و کشور انگلستان گفت؛ از لحظه‌ای تاریخی که برق شادی و خوشحالی را در چشمان همه ایرانیان حاضر در ورزشگاه و بینندگان تلویزیونی المپیک پدیدار کرد. 
 
 
لحظه دیدار این قهرمان المپیک با رهبر انقلاب از لحظه‌های ناب دیدار ورزشکاران و قهرمان المپیک با آیت‌الله خامنه‌ای بود؛ لحظه‌ای که با توجه به بخشی از سخنان ایشان در این دیدار، بسیار هم پرمعنا و مفهوم‌برانگیز بود. رهبر معظم انقلاب در بخشی از سخنان خود با اشاره به حفظ شرعیات از سوی ورزشکاران در میادین جهانی، فرمودند: «امیدوارم خداى متعال ان‌شاءاللّه همه‌ى شما‌ها را موفق بدارد. از کارهائى هم که جوانهاى ما در می‌دانهاى مسابقه کردند - مثل اذان گفتن بر روى قله‌هاى سر به فلک کشیده، یا سجده کردن در میدان مسابقه، یا دست به دعا برداشتن، یا نام ائمه را بر زبان آوردن، یا حفظ عفاف دینى - من صمیمانه از همه‌ى شما‌ها و آن عزیزان متشکرم. خدا ان‌شاءاللّه شما‌ها را موفق بدارد. شما نور چشم ملت ایران هستید و ان‌شاءاللّه باشید.» 
 
این بخش از سخنان رهبر انقلاب قطعا برای مهرداد کرم‌زاده مفهوم و معنای دیگری داشته است؛ چرا که او در المپیک لندن یکی از پرچمداران حفظ شعائر دینی و اسلامی از سوی ورزشکاران ایرانی بود. 
 
این پرتابگر دیسک ایران که در مسابقات پارالمپیک لندن مدال نقره گرفت، در هنگام دریافت مدال، از دست دادن با «کیت مدیلتون»، همسر شاهزاده ویلیام و عروس ملکه بریتانیا خودداری کرد. کرم‌زاده برای نشان دادن خودداری از دست دادن با مدیلتون، در هنگام دریافت مدال، در ابتدا دست‌ها را در پشت کمر قرار داد و سپس دست‌هایش را به نشانه تشکر و احترام، بر روی سینه‌اش گذاشت. 
 
 
 
با این اقدام کرم‌زاده، مدیلتون از ابتدا موضوع را دریافت و از دراز کردن دست‌هایش برای دست دادن با ورزشکار ایرانی خودداری کرد. این خودداری ورزشکار ایرانی در مسابقات پارالمپیک از دست دادن با عروس ملکه، بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات و رسانه‌های عربی و غربی داشت و همه رسانه‌های خبری این احترام به عقاید و پافشاری بر مبانی دینی از سوی ورزشکار ایرانی را ستودند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:48  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 

فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) جزئیات کشف، شناسایی و اخطار به هواپیمای U2 شناسایی آمریکا در روز ۲۲ بهمن را تشریح کرد.

 به گزارش فارس، امیر فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء (ص) در نشست خبری که صبح امروز برگزار شد، گفت: قرارگاه خاتم‌الانبیاء چهار ماموریت کشف، شناسایی، رهگیری و انهدام پرنده‌های متجاوز را دنبال می کند.
 
 وی افزود: 3600 نقطه پدافندی در کل کشور وجود دارد که توسط سامانه یکپارچه پدافند هوایی رصد می‌شود.
 
اسماعیلی ادامه داد: یکی از افتخارات سال 91 ما کشف و شناسایی و رهگیری یکی از تکنولوژیکی‌ترین هواپیماهای شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات به نام  u2 است. این هواپیما دارای رادارهای پهلونگر، مستقیم، فراطیفی و شنود الکترونیکی است که می‌تواند تا عمق کشور هدف را رصد کند.
 
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء (ص) با بیان اینکه این هواپیما متعلق به آمریکا بود گفت: ما قبلاً هم تجربه این کار را داشته‌ایم و در رزمایش ولایت 89 نیروی دریایی ارتش که در منطقه جاسک برگزار شد به 2 فروند از این هواپیماها قبل از نزدیکی به حریم هوایی اخطار داده شد و آنها منطقه را ترک کردند.
 
وی ادامه داد: در حوالی ظهر 22 بهمن ماه سال 91 یک فروند هواپیمای شناسایی U2 که قابلیت رادارگریزی دارد در منطقه عمومی دریای عمان قبل از نزدیکی به مرزهای ایران اخطار هوایی ما را دریافت می‌کند.
 
 
 
اسماعیلی تاکید کرد: در این هنگام هواپیما پاسخ می‌دهد و به اخطار ما تمکین می‌کند و بلافاصله از مرزهای ما دور می‌شود و ما شاهد دورشدن منطقه پروازی این نوع هواپیماها از مرزهای هوایی ایران هستیم.
 
 
 
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء (ص) خاطرنشان کرد: این هواپیما بسیار پیشرفته است و هواپیمای U2 امروزی با مداومت پروازی بالا و تجهیزات پیشرفته و قابلیت استیلز با هواپیماهای قدیمی بسیار متفاوت است. ماموریت این نوع هواپیماها جمع‌آوری اطلاعات و اخبار از کشورهای هدف است.
 
 
 
اسماعیلی همچنین اعلام کرد: این هواپیماها تا فاصله 30 تا 40 کیلومتری با سنتر مرکزی فرودگاه ارتباط دارند و بعد از آن از طریق ماهواره‌‌ها هدایت می‌شوند و باتوجه به ارتفای پروازی 40 هزار تا 70 هزار پایی آنها شنود این نوع هواپیماها بسیار دشوار است.
 
 
 
وی ادامه داد: دریای عمان تا اقیانوس هند و جزیره دیه‌گوگارسیا که هواپیماهای آمریکایی در آن مستقرند و بخشی از خلیج‌فارس که ناوهای آمریکایی در آن حضور دارند محل هواپیماهای شناسایی بدون سرنشین و با سرنشین است.
 
 
 
اسماعیل افزود: این هواپیما از جنوب نقطه جیوانی به سمت شرق دریای عمان در حال حرکت بود و سامانه‌‌های راداری و شنود الکترونیک ما لحظه به لحظه آن را رصد می‌کردند تا اینکه این هواپیما به میانه دریای عمان و جنوب شرقی تنگه هرمز و یک‌مایلی مرز هوایی ما می‌رسد و قصد ورود به مرزهای ایران را دارد که توسط رادار خلیج‌فارس (بندرعباس) به آن اخطار داده می‌شود و هواپیما اعلام می‌کند که از هواپیماهای ائتلاف است و از مرزهای جمهوری اسلامی دور می‌شود.
 
 
 
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء (ص) تاکید کرد: احتمالا این هواپیما قصد تصویربرداری و جمع‌آوری اطلاعات از منطقه جنوبی کشورمان را داشته است.
 
 
 
اسماعیلی گفت: در هر کجای فضای کشورما در صورتیکه هواپیمایی قصد ورود به مرزهای ما را داشته باشد و به اخطارهای ما توجه نکند هواپیمای متخاصم تلقی می‌شود و استفاده از هواپیماهای شکاری و جنگنده و سپس روشن کردن سامانه‌‌های پدافندی و موشکی صورت می‌گیرد که در خصوص این هواپیما نیز تمام اقدامات تاکتیکی به موازات انجام شده بود.
 
 
 
وی در پایان گفت: قرارگاه پدافند هوایی برای حفاظت از مراکز هسته‌ای، حساس و حیاتی از نوعی گسترش تاکتیکی و دفاعی و استقرار در دهلیزها و معابر احتمالی به صورت لایه‌های پنهان حفاظت می‌کند.

کد خبر:152697 -
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:46  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
آمریکا در واکنش به اخراج دو وابسته نظامی این کشور از ونزوئلا، دو تن از دیپلمات های ونزوئلایی را اخراج کرد. 
 
به گزارش ایسنا، به نوشته روزنامه نیویورک تایمز، ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در کنفرانس خبری اعلام کرد: در هر کجای جهان که مردم ما ناعادلانه اخراج شوند، ما نیز اقدامات متقابل انجام می دهیم؛ ما برای محافظت از مردم کشورمان ملزم به انجام چنین اقداماتی هستیم.وی گفت: این دو دیپلمات ونزوئلایی کشور را ترک کرده‌اند. وزارت خارجه آمریکا نیز این دو تن را نفر دوم سفارت ونزوئلا در آمریکا و افسر کنسولی این سفارتخانه معرفی کرد. اخراج دیپلمات‌ها از روز سه شنبه گذشته به دنبال اخراج دو وابسته نیروی هوایی آمریکا از ونزوئلا به اتهام تلاش برای بی‌ثباتی این کشور آغاز شد. 
 
نیکولاس مادورو، رئیس جمهوری موقت ونزوئلا در برنامه ای تلویزیونی یکی از این وابستگان نظامی آمریکا را به تلاش برای به خدمت گرفتن پرسنل نظامی ونزوئلا برای انجام اقداماتی در راستای تضعیف و بی ثبات کردن ونزوئلا متهم کرد. نیکولاس مادورو اواخر همان روز مرگ هوگو چاوز را اعلام کرد. مادورو تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در 14 آوریل(25 فروردین) به عنوان رئیس جمهوری موقت ونزوئلا زمام امور این کشور را بدست دارد. ونزوئلا و آمریکا از سال گذشته برای بهبود روابطشان مذاکرات غیر رسمی را آغاز کردند اما مقام های آمریکایی گفتند که این اقدام متوقف شده است. 
 
ویکتوریا نولاند اعلام کرد: ما به داشتن روابط بهتر با ونزوئلا امیدواریم. اقداماتی به ویژه در حوزه های مقابله با تروریسم، مبارزه با مواد مخدر، اقتصاد و روابط انرژی وجود دارند که ما تمایل داریم تا آنها را با کمک هم انجام دهیم اما ونزوئلا رویه خود راتغییر داده است.

کد خبر:152720 -
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:45  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 

جواد کریمی قدوسی اظهار داشت: مذاکراه کنندگان 5+1 به این نتیجه رسیده بودند که با وجود آقای جلیلی امیدی به سازش و پیشرفت از نگاه آنها وجود ندارد لذا دست به تخریب شخصیت ایشان زدند و در تماس هایی درخواست کرده بودند که مسئولیت تیم مذاکره از آقای جلیلی به فرد دیگری منتقل بشود که این دخالت آشکار زیاده خواهان و سلطه گران بود که نظام دست رد بر خواسته آنها زد.

به گزارش پایگاه 598، اذغان مقامات و رسان های غربی به پیورزی ایران در مذاکرات آلماتی حقیقتی انکار ناپذیر است که این امر حکایت از پیروزی مقاومت و ایستادگی مردم ایران در برابر تحریم ها را دارد. این امر آنقدر مشهود است که یکی از مقامات رژیم صهیونیستی در واکنش به نتایج نشست ایران و 5+1 در آلماتی مذاکرات را «یک موفقیت بزرگ برای تهران و شکست کامل اسرائیل» توصیف کرده بود.
 
در همین خصوص خبرنگار پارلمانی پایگاه 598 گفتگویی را با جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس شورای اسلامی انجام داده است.
 
کریمی قدوسی به اشاره به نتایج بدست آمده در مذاکرات آلماتی اظهار داشت: یکی از مدیریت های پر ثبات این دوره در گفتگوهای ملی با نظام سلطه، مذاکرات 5+1 بوده است و از این جهت با اهمیت است که 5 دولت حاکم در شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند. اینها قدرتهای شناخته شده دنیای گذشته و بعضا کنونی هستند و یک طرف میز هم نظام مقتدر جمهوری اسلامی ایران است که با برخورداری از یک منطق قوی در چندین دوره از مذاکره با اعتماد به نفس حضور داشته است.
 
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس بیان نمود:در دولتهای گذشته نیز جمهوری اسلامی ایران مذاکراتی را داشته است که در آن زمان ایمان و اعتقاد تیم مذاکره کننده ما در درجه و موقعیت مورد تایید ملت ایران نبود و کسری ها و کمبودهایی داشتند و عملا دیدیم منجر به از دست رفتن ارزشهایی هم شد و کار به جایی رسید که درب مراکز هسته ای را هم پلمپ کردند و در سعدآباد تهران آقای جک استراو و در لندن آقای تونی بلر ثمره این رفتارشان را چیدند.
 
وی با اشاره به توانایی بالای تیم مذاکره کننده کنونی افزود: ظرفیت خوبی که در دوران حضورش دکتر جلیلی در شورای عالی امنیت ملی به وجود آمده است ریشه در برخواسته شدن ایشان از مکتب و تفکر دفاع مقدس و ارزش های اسلامی دارد که وجود این تفکر مکتبی در عمق ایمان و نگاه ایشان راهبرد اصلی مذاکرات را تشکیل می دهد و این امر خود اعتماد به نفسی در ملت ایران به وجود آورده که این تیم اهل معامله و سازش و کوتاه آمدن در مقابل منطق زیاده خواهی استکبار نیست.
 
قدوسی گفت: مذاکراه کنندگان 5+1 به این نتیجه رسیده بودند که با وجود آقای جلیلی امیدی به سازش و پیشرفت از نگاه آنها وجود ندارد لذا دست به تخریب شخصیت ایشان زدند و در تماس هایی درخواست کرده بودند که مسئولیت تیم مذاکره از آقای جلیلی به فرد دیگری منتقل بشود که این دخالت آشکار زیاده خواهان و سلطه گران بود که نظام دست رد بر خواسته آنها زد.
 
نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی تصریح نمود: مذاکرات آلماتی مذاکرات موفقی بود، منطق جمهوری اسلامی ایران که منطق مقاومت در پای حفظ ارزش ها و دستاوردها بود آنجا ادامه پیدا کرد و شرایط بین المللی و منطقه ای  هم به آنها تحمیل می کرد که بایستی در برابر خواسته ها نگاه مثبتی از خود نشان بدهند لذا اولین مذاکره ای بود که مطلقا در خصوص تعلیق حرفی را به میان نیاوردند نه در نطنز و نه در فردو، بلکه درخواستشان این بود که روند 20 درصد سرعت نگیرد و در همین حد بماند و سوخت تولید شده به میله های سوخت تبدیل نشود.
 
وی اظهار داشت: در مجموع احساس ما این است که این رفتار و این منطق، اینها را سر موضع عاقلانه ای خواهد کشاند و تحلیل ما این است که بعد از حماسه انتخابات یازدهم انشاء ا... شاهد یک تحول عظیم در همه صحنه ها که در داخل به لحاظ موقعیت اقتصادی و ثبات سیاسی با تداوم تفکر اصول گرایی باشیم و در مذاکرات بین المللی هم قطعاً به تمام خواسته های خود ملت ایران خواهیم رسید.

کد خبر:152747 -
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:42  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
تخريب حرم حضرت سكينه در سوريه+عكس

با وجود آنکه مرقد حضرت سکینه (ع) دختر گرامی حضرت امام حسین (ع) سالیان متمادی مورد احترام تمام طوایف دینی و مذهبی سوریه قرار داشت، اما با ورود گروه های وهابی به صحنه سوریه این حرم مطهر هم مورد حمله و هتک حرمت قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری مهر، عکاس یک رسانه لبنانی در منطقه داریا موفق شد تصویری از این مرقد مطهر را که هدف حمله خمپاره ای قرار گرفته، تهیه کند. به گزارش این رسانه، گروه های مخالف نظام سوریه، حملات خمپاره ای متعددی را علیه این مرقد انجام دادند و چند نقطه آن را هم منفجر کرده اند.

خاطر نشان می شود گروه های سلفی ـ وهابی تا کنون تعداد زیادی از مراکز دینی در مصر ، تونس، لیبی و هم اکنون در سوریه را مورد حمله قرار داده اند و همچنان به هتک حرمت اماکن مقدس ادامه می دهند.
 
پیش از این نیز مرقد عمار یاسر صحابی جلیل القدر پیامبر اسلام(ص) و یکی از یاران باوفای حضرت علی(ع) مورد حمله گروه های وهابی قرار گرفته بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:33  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
پشت ویترین گزارش "احمد شهید" چیست؟

 دو هفته قبل كه احمد شهيد گزارشگر به اصطلاح حقوق بشر در امور ايران، چهارمين گزارش ضد ايراني خود را در وب سايت شوراي حقوق بشر منتشر كرد، شواهد و قرائن نشان مي داد كه او فراتر از انتشار اين گزارش مأموريت ويژه اي در اين مقطع زماني دارد. دو روز پيش- 11 مارس 2013- نيز وي خلاصه اي از آن گزارش را در اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو قرائت كرد و جمهوري اسلامي را به نقض حقوق بشر متهم نمود و البته هرچند در اين اجلاس كوشيد تا ژست حقوقي بگيرد ولي با پاسخ مستدل و مستند هيئت ايراني در ژنو مواجه شد كه جزئيات اين پاسخ در رد ادعاهاي احمد شهيد و خالي بودن دست آقاي گزارشگر در ارائه «دلايل» در كيهان امروز منتشر شده است.

از همين روي؛ موضوع اصلي يادداشت پيش روي واكاوي ادعاهاي واهي احمد شهيد يا پاسخ حقوقي به اتهامات مطرح شده ضد ايراني نيست. ضمن آنكه چندين بار و در يادداشت هاي متعدد در همين ستون به نقد حقوقي ادعاهاي احمد شهيد پرداخته ايم. تنها از باب يادآوري خاطرنشان مي شود كه ماجراي احمد شهيد و مكانيسم تعيين گزارشگر ويژه براي ايران غيرقانوني بوده است.گفتني است؛ بعد از آنكه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل به «شوراي حقوق بشر» ارتقاء يافت، در ادامه آنچه در اين شورا تصويب شد مكانيسم يوپي آر (Universal Periodic Review)- بررسي دوره اي و جهاني حقوق بشر- بود كه از قضا جمهوري اسلامي ايران تعامل همه جانبه اي با شوراي حقوق بشر در قالب مكانيسم ياد شده داشت.

نكته حائز اهميت اين است كه در خرداد سال 89، گزارش نهايي حقوق بشر ايران در بستر «يوپي آر» با اجماع در صحن شوراي حقوق بشر در ژنو تصويب شد و بهانه اي باقي نگذاشت ولي در فروردين 90، شوراي حقوق بشر با صدور قطعنامه 16/9 تعيين گزارشگر ويژه براي وضعيت حقوق بشر ايران را تصويب كرد. بنابراين صرفنظر از اينكه تصويب همين قطعنامه با لابي و كارگرداني آمريكا بود و حتي رسانه هاي آمريكايي نيز به اين مسئله در همان ايام اذعان داشتند؛ آنچه كه محرز است و جاي كمترين ترديدي در آن نيست غيرقانوني بودن تعيين گزارشگر حقوق بشر براي ايران است. كار بدين جا نيز ختم نشد و بعد از آن آغاز غيرقانوني در روند پرونده سازي حقوق بشري بر ضد ايران، اقدامات مغرضانه و نامشروع ديگري نيز پي در پي رقم خورد تا به وضوح نشان بدهد يك پروژه حقوق بشري عليه كشورمان را كليد زده اند.

برخي از آن تحركات را مي توان اين طور فهرست كرد؛ 

1- انتخاب احمد شهيد وزير خارجه سابق مالديو به عنوان گزارشگر ويژه حقوق بشر ايران در خرداد 90 كه به اذعان VOA - صداي آمريكا- نقش كاخ سفيد در اين انتخاب غير قابل انكار است. 

2- انتشار 4 گزارش به اصطلاح حقوق بشري بر ضد ايران در بازه زماني اكتبر 2011 تا مارس 2013

3- مصاحبه ها و گفت وگوهاي جهت دار احمد شهيد با رسانه هاي مخالف و معاند با نظام جمهوري اسلامي

4- شركت احمد شهيد در نشست ها و اجلاس هاي ضدايراني در كشورهاي اروپايي و...

در اين ميان آنچه قابل اعتناست محتواي اصلي و حجم مفصل گزارش هاي احمد شهيد است كه به حمايت از قاچاقچيان موادمخدر، قاتلان و عاملان جرايم خطرناك، همجنس گراها، سلب كنندگان امنيت اجتماعي و فتنه گران اختصاص دارد.

بنابراين ساده لوحانه است كه بخواهيم فقط مواجهه حقوقي با احمد شهيد داشته باشيم و از پروژه اصلي و ماموريت كنوني آقاي به اصطلاح گزارشگر ويژه در حقوق بشر غافل باشيم.

دراين باره كه موضوع اصلي اين نوشته است گفتني هايي هست؛ 

يكم- احمد شهيد در گزارش اخير كه 10 اسفند آن را منتشر كرد و در 21 اسفند- 11 مارس- در شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو آن را ارايه و قرائت كرد بصورت ناشيانه ماموريتي را كه از سوي اربابان خود- آمريكا و چند كشور اروپايي- بر عهده داشته لو داده است. چطور؟ او در اين گزارش 77 صفحه اي برخلاف سه گزارش قبلي كه تنها به بيست و چند صفحه مي رسيد بصورت مستقيم به انتخابات سال آينده ايران پرداخته است.

احمد شهيد بدون آنكه توضيح بدهد چه ارتباطي ميان گزارش او و انتخابات خرداد 92 در ايران وجود دارد نسبت به برگزاري انتخابات سال آينده در كشورمان ابراز نگراني كرده است! طرفه آنكه آقاي گزارشگر به صراحت اين مسئله را مطرح كرده كه انتخابات بايد «انتخابات آزاد» باشد و با تاكيد بر كليدواژه «انتخابات آزاد» اعلام كرده چون استفاده از اين واژه در ايران با انتقادهايي روبرو بوده، بنابراين ايران دچار نقض حقوق بشر شده است!

اين در حالي است كه چندماه پيش در نشست پراگ كه ضدانقلاب و سلطنت طلب ها و اپوزيسيون خارج نشين حضور داشتند مصوب مي شود كه اين واژه در داخل ايران با هدف تاثيرگذاري بر انتخابات مورد استفاده قرار بگيرد.

بطور خلاصه، سناريوي استفاده از عبارت «انتخابات آزاد» اين هدف را دنبال مي كرد كه القاء نمايد با توجه به شرايط حاكم در جمهوري اسلامي انتخابات در ايران آزاد نيست و مقارن با اين فضاسازي، جماعتي در داخل اين خط را ادامه دادند ولي با هشدار حكيمانه رهبر انقلاب و هوشياري مردم و اطلاع رساني رسانه اي اين ترفند ناكام ماند. بنابراين اكنون احمد شهيد به بهانه حقوق بشر و انتشار گزارش حقوق بشري بر ضد ايران مي خواهد شكست آن سناريو را جبران نمايد. گزارش اخير احمد شهيد دقيقا 50 صفحه بيش تر از گزارش هاي قبلي است و اين 50 صفحه اختصاص به نام و اتهام افرادي است كه پس از فتنه و اغتشاشات 88، با راي دادگاه و مرجع صلاحيت دار قضايي بخاطر جرايم امنيتي و اجتماعي محكوم شده اند.

جالب اينجاست كه بلافاصله پس از گزارش چهارم احمد شهيد، سازمان هاي به اصطلاح حقوق بشري كه همواره سعي مي كنند با صدور بيانيه ها و گزارشات خود به حمايت از آقاي گزارشگر بپردازند اين بار بر انتخابات سال 92 در ايران متمركز شده و انتخابات را به مقوله آنچه كه نقض حقوق بشر ناميده اند گره زده اند.!

همچنين «هادي - ق» سخنگوي كمپيني موسوم به كمپين حقوق بشر كه معمولا در مقام مفسر گزارش هاي احمد شهيد با رسانه هاي ضدانقلاب و مخالف نظام مصاحبه مي كند به سياق مشابه بر مقوله «انتخابات آزاد»! و انتخابات سال آينده در ايران اشاره مي نمايد.

بنابراين آنچه روشن است تلاش و تحركات افراد و جريان هايي است كه در فتنه 88 سيلي محكمي از ملت ايران خوردند و اكنون گمارده اي چون احمد شهيد ماموريت يافته تا در پوشش حقوق بشر، انتخابات ايران را نشانه بگيرد و در آستانه اين انتخابات، فشارها بر نظام را با صدور قطعنامه حقوق بشري عليه كشورمان افزايش بدهد.اما مشكل احمد شهيد اين است كه نشست و برخاست او با ضدانقلاب و دشمنان نشان دار ايران و حتي همكاري با گروهك هاي بدنام تروريستي، جايگاه همان گزارشگر ساختگي را به يك آلت دست دشمنان ملت ايران و گروهك هاي ورشكسته تنزل داده است.

دوم- به موازات اقدامات مغرضانه و سياسي كارانه احمد شهيد در موضوع حقوق بشر ايران، اتحاديه اروپا نيز پازل ديگري از اين پروژه را رقم مي زند و دقيقا در همان روز دوشنبه -21 اسفند- كه احمد شهيد در شوراي حقوق بشر در ژنو ايران را به نقض حقوق بشر متهم مي كند، 9 مقام ديگر ايراني و يك نهاد را به نقض حقوق بشر متهم كرده تا اين فهرست كذايي را به عدد 87 برساند. شبكه پرس تي وي و پليس سايبري ايران در زمره تحريم هاي جديد اتحاديه اروپاست كه با ادعاي توخالي نقض حقوق بشر صورت گرفته است. آيا اين تحركات اتفاقي است؟ مي شود اين تلاش ها و ادعاها را در قالب نگاه حقوقي تحليل و آناليز كرد؟

پاسخ پيچيده نيست، رصد هوشمندانه تحركات اخير به وضوح رد پاي توطئه ها و سناريوهاي دشمن در قالب مسايل حقوق بشري را عيان و نمايان مي سازد.

سوم- و بالاخره بايد گفت هدف ديگر دشمنان نشان دار كشورمان از طرح اتهامات حقوق بشري عليه ايران و تحركات ويژه احمد شهيد در اين شرايط خاص كه انتخابات خرداد 92 را نشانه رفته، تاثيرگذاري بر مذاكرات هسته اي است. بطور غيرمستقيم دشمن تلاش مي كند موضوع برنامه هسته اي را نيز به انتخابات سال آينده مرتبط سازد.

اتهامات حقوق بشري با اين هدف پيگيري مي شود كه فشار مضاعفي بر ايران تحميل شود تا بستري را براي بالا بردن قدرت چانه زني غرب در مذاكرات آلماتي فراهم نمايد.اما اشتباه محاسباتي آنها اين است كه ملت ايران و نظام تحت تاثير اين هياهوها و ترفندها قرار نمي گيرد و ان شاءالله انتخابات 92 با سلامت و با شكوه برگزار خواهد شد.

کد خبر:152772 -
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:31  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 

این روزها در حالی که در عرصه سیاسی سوریه و عربستان به دشمنان سرسخت هم تبدیل شده‌اند، فیلم سینمایی «پادشاه شن» هرچند ساخته رسمی سوریه نیست اما به آوردگاه جدید عربستان سعودی و سوریه تبدیل شده است.

به گزارش فارس؛ «پادشاه شن» مهمترین فیلم این روزها در جهان عرب است، فیلمی که هر چند هنوز عرضه نشده و حتی به زبان انگلیسی ساخته شده اما به دلیل داستانی که دارد به جنجالی بزرگ تبدیل شده است.
 
«پادشاه شن‌ها» داستان ملک عبدالعزیز آل‌سعود نخستین پادشاه عربستان سعودی است که توسط «نجدت اسماعیل انزور» کارگردان سوری روایت می‌شود.
 
 
* نخستین فیلمی که به صراحت از تاریخ ایجاد پادشاهی سعودی سخن می‌گوید
 
اما دو طرف ماجرا یعنی کارگردانی سوری با داستانی عربستانی و در میان دخالت‌های آل‌سعود در حوادث اخیر سوریه موجب این جدال شده است.
 
بنابر این گزارش، «پادشاه شن» نخستین فیلمی است که به صراحت کامل از تاریخ ایجاد پادشاهی سعودی و موسس آن سخن می‌گوید و قرار است در ماه آینده میلادی در جشنواره‌های سینمایی حاضر، و در آمریکا، اروپا و آسیا و برخی کشورهای عربی به روی پرده برود.
 
در این فیلم «مارکو فوشی» دوران جوانی ملک عبدالعزیز و «فابیو تستی» سالمندی ملک عبدالعزیز را بازی می‌کنند و در آن بازیگرانی از انگلیس، ترکیه، سوریه و لبنان بازی می‌کنند.
 
انزور درباره فیلمش گفته است که: «پادشاه شن» پروژه بزرگی است که حدود دو سال است با آن درگیر هستم و سناریوی آن مبتنی بر اطلاعات موثقی بنا شده است.
 
وی داستان یک خطی این فیلم را چنین تشریح می‌کند: فیلم در یک جمله از شکل‌گیری پادشاهی سعودی و چگونگی ظهور آن سخن می‌گوید و سفری به زندگی و حیات ملک عبدالعزیز دارد؛ هنگامی که از تبعیدگاهش در کویت به نجد باز می‌گردد و شهر ریاض و شهرهای دیگر را ایجاد می‌کند و نهایتا این پادشاهی را پایه‌گذاری می‌کند.
 
این کارگردان سوری که تاکنون تهیه‌کننده فیلم جنجال‌برانگیزش را معرفی نکرده است، می‌گوید سناریوی این فیلم را جوانی عربستانی به نام «کریم الشمری» نوشته است و در آن به صراحت جنایات ملک عبدالعزیز در عربستان نشان داده می‌شود.
 
 
 
* کارگردان سوری: دوران عبدالعزیز شباهت بسیاری با آنچه امروز در جهان عرب می‌گذرد، دارد
 
وی البته از عدم امکانش برای قانع کردن بازیگران عرب برای بازی در نقش عبدالعزیز سخن گفته و افزوده است: نگران آن بودم آنها با بازی در این فیلم نتوانند دیگر با شرکت‌های هنری که بیشتر توسط عربستان حمایت می‌شوند، همکاری کنند لذا از بازیگران جدید و ناآشنایی از سوریه، لبنان و ترکیه استفاده کردم.
 
زبان این فیلم نیز با وجود داشتن داستانی کاملا عربی، انگلیسی است و او درباره علت این امر گفته است: کارهای سابق من همه تلویزیونی بوده است که مسلما در شبکه‌های تلویزیونی عربی پخش می‌شد لذا عربی بود اما این کار سینمایی است نه تلویزیونی و زبان انگلیسی آن نیز برای این است که تماشاچی بیشتری بتواند آن را ببیند و فروش جهانی داشته باشد و می‌تواند به زبان‌های دیگر ترجمه و دوبله شود.
 
اینکه چرا این کارگردان مشهور سوری چنین شخصیتی را برای فیلم جدیدش انتخاب کرده نیز مورد توجه قرار گرفته و او پاسخ داده است که: شخصیت ملک عبدالعزیز شخصیتی است که هر هنرمندی را به خودش جلب می‌کند، شخصیتی جنجالی است و در زمانه‌ای که بوده، چه در شبه جزیره عربستان و چه در جهان عرب حوادث مهمی رخ داده است که شباهت بسیاری با آنچه که این روزها در جهان عرب می‌گذرد دارد و این به درد نسل‌های بعد می‌خورد.
 
بنابر این گزارش عبدالعزیز آل‌سعود از مهمترین شخصیت‌های جهان در قرن بیست است که توانست در نبرد با رقیبان خود از «آل رشید» در نجد آنان را از قدرت در این منطقه پایین بکشد و با ساقط کردن حکومت اشراف در حجاز، نجد و حجاز را یکی کرده و پادشاهی عربستان سعودی را بنیان بگذارد، پادشاهی که با کشف نفت در دوران او، این کشور را به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل کرد.
 
 
* بیش از 13 میلیون دلار هزینه فیلم «پادشاه شن»
 
 
نجدت اسماعیل انزور همچنین با شبکه «بی‌بی‌سی عربی» سخن گفته و به چند سوال مهم دیگر نیز پاسخ گفته است از جمله اینکه بالاخره فیلمی که به گفته او بیش از 13 میلیون دلار هزینه داشته است، از کجا تامین اعتبار شده است؟ آل رشید رقیب خاندان سعودی یا دولت سوریه که این روزها در بحران ساخته شده توسط آل‌سعود درگیر است؟
 
وی درباره حمایت آل‌رشید گفت: «این فیلم 50 سال حکومت عبدالعزیز را نشان می‌دهد و می‌توانید درباره حمایت آل‌رشید از خودشان بپرسید» و این در حالی است که آخرین نوه آل‌رشید در لندن نیز گفته است که خاندانش از این فیلم اطلاعی ندارند.
 
همچنین انزور درباره حمایت دولت سوریه گفته است: امکانات این فیلم در شرایط کاملا معینی فراهم شد و هیچ بخش دولتی و از جمله دولت سوریه از ما حمایت نکرد و تولید این فیلم کاملا خصوصی است و مهم این است که پیام خود را برساند چرا که می‌خواستم بدون در نظر گرفتن منفعت کسی از تاریخ سخن بگوییم.
 
 
 
* کارگردان سوری: «پادشاه شن» به توطئه‌های موجود در جهان عرب پاسخ می‌دهد
 
وی با بیان اینکه این فیلم ربطی به روابط این روزهای سوریه و عربستان ندارد، افزود: وقتی من این کار را شروع کردم چیزی به نام بهار یا پاییز عربی وجود نداشت.
 
انزور در پاسخ به این سوال که چرا این زمان را برای عرضه فیلمش انتخاب کرده است، گفت: امروز این داستان محور مناقشه است و آنچه برای من مهم است این است که الان وقت مناسبی برای اکران و ارائه این فیلم بدون هر گونه زمینه سیاسی است، هر چند که با شرایط سیاسی که در آن قرار داریم، همراه باشد.
 
این کارگردان سوری در پاسخ به این سوال که چرا درباره «حافظ اسد» رئیس جمهور سابق سوریه و یا حوادث اخیر این کشور در حمص و حماة فیلم نساخته گفت: در زمانی که بشود و مناسب باشد حتما در اینباره فیلم خواهم ساخت.
 
وی افزود: من در تجربه شخصی‌ام با ممنوعیتی مواجه نشده‌ام اما امروز باید به توطئه‌های بزرگی که اطراف ما در جریان است پاسخ داده و درباره آنها هشدار دهیم.
 
وی با بیان اینکه ما شاهد تلاش برای تقسیم شدن منطقه هستیم، تاکید کرد: گویا شاهد «ساکس پیکو» جدیدی هستیم که کشورهای جنوبی خلیج فارس به‌ویژه عربستان در آن نقش دارند.
 
* کارگردان سوری: ریاض از این فیلم راضی نیست و من را تهدید کرده است
 
این کارگردان مشهور سوری که آثاری نیز درباره مقاومت دارد، افزود: البته مراحل تولید در سکوت کامل خبری برگزار شد چراکه نگران تلاش‌ها برای توقف این پروژه بودیم.
 
وی تصریح کرد: متاسفانه برخی دولت‌های منطقه [از جمله عربستان] خطوط قرمزی را ساخته و پرداخته‌اند که کسی نتواند به آنها نزدیک شده و در صفحات تاریخ آنها غور کند و این چیزی است که من را به این کار ترغیب کرد.
 
این کارگردان سوری با بیان اینکه رژیم آل‌سعود در ریاض از این فیلم راضی نیست و او را مورد تهدید قرار داده، افزود: شرکت «محاماة» انگلیس ما را به کشاندن این پرونده به دادگاه تهدید کرده و گفته است که ما به توهین و سوءاستفاده از خانواده سعودی متهم هستیم و این شرکت انگلیسی نماینده عربستان سعودی بود.
 
انزور ادامه داد: این شرکت نامه‌های تهدیدآمیزی برای ما ارسال کرده و در آنها جزئیات فیلم را خواسته و گفته که مانع اکران آن در اروپا، آمریکا و کشورهای عربی از جمله لبنان خواهد شد و بعد از آنکه خواسته‌های آن را رد کردیم «فابیو تستی» بازیگر ما را تهدید کردند.
 
 

 

 

کد خبر:152809 -
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ساعت 12:24  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
گزارشي از فعاليت‌هاي شوراي كتاب كودك و غفلت سی ساله مدیریت فرهنگی
وقتي بهائيان و شركا براي كودكان ايران نسخه می‌پیچند/ 50 سالگي شورايي كه چند نفر بهائي، توده‌اي، شاهدوست، غربزده و ضد انقلاب تاسيس كردند!

رجانيوز: اسفند ماه امسال «شورای کتاب کودک» پنجاه ساله شد؛ شورایی که در آخرین ماه سال 1341 تاسیس شد و حتی اتفاقی به بزرگی انقلاب اسلامی مردم ایران هم نتوانست در استمرار حیات آن خللی ایجاد کند. البته نه اینکه نهادها و مجموعه‌هایی که قبل از انقلاب تاسیس شدند و بعد از آن هم باقی ماندند به همین یک مورد محدود باشد؛ خیر! اما آنچه سبب شگفتی است این که شورای کتاب کودک توانست بدون تغییر باطنی در اهداف و برنامه های خود به کارش ادامه دهد و حتی خیلی از نفرات اصلی آن که قبل از انقلاب مجموعه را اداره می‌کردند، بعد از انقلاب هم بالای سر مجموعه هستند. این مایه تعجب است. هفته نامه نه‌دي به همين مناسبت گزارشي درباره اين مجموعه منتشر كرده است كه در ادامه مي‌خوانيد:

 

لوگوي شوراي كتاب كودك

 
شاید شما هم با خواندن این مقدمه کوتاه کنجکاو شده باشید راجع به این شورا بیشتر بدانید. اما برای شناخت اجمالی شاید لازم نباشد متنی با این حجم را بخوانید؛ راه میانبری هم وجود دارد. همین‌که بی‌بی‌سی برای پنجاهمین سالگرد تاسیس شورای کتاب کودک کلی ذوق کرده و گزارش تجلیل آمیز رفته است، آیا کافی نیست برای اینکه هر مخاطب منصفی خط و ربط شورا را بفهمد یا لااقل در آن شک کند؟
 
البته ما به همین راه میانبر بسنده نخواهیم کرد و در ادامه دلایل متقن‌تری برای اثبات انحراف ریشه‌ای این شورا از اسلام و انقلاب ذکر خواهیم کرد. برای شروع بد نیست کمی از فعالیت‌ها و اهمیت این شورا بگوییم.
 
 
 
 ويترين داخلي و خارجي ادبيات كودك ايران
 
همان طور که گفته شد این شورا در سال 41 و با هدف ترویج کتاب‌خوانی در بین کودکان و نوجوانان و فعالیت‌های مرتبط شکل گرفته است. چندین نهاد غیر دولتی دیگر نیز مانند انجمن دفاع از حقوق کودکان، انجمن پژوهش‌های پویا، موسسه پژوهشی کودکان دنیا، موسسه مادران امروز، کانون توسعه فرهنگی، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان ایران، انجمن ترویج علم و ...از سوی اعضاء شورا پایه‎گذاری شده‎اند و به نوعی شبکه‌ای از نهادهای غیر دولتی در حوزه کودک و نوجوان شکل داده‌اند.
 
علاوه بر همه این‌ها شورای کتاب یکی از نخستین اعضای دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان است که با نام اختصاری IBBY شناخته می‌شود. شورا در سال ۱۳۴۳ به عضویت این نهاد درآمد. دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان که مرکز آن در ژنو سوئیس است، نهادی فراگیر برای ترویج ادبیات کودکان و کتاب‌های مناسب برای کودکان و نوجوانان در سطح جهان است. از این رو این شورا به نوعی ویترین ادبیات کودک و نوجوان ایران را در برابر دیدگان جهانیان تشکیل می‌دهد و آنچه را که می‌پسندد در این ویترین می‌چیند. با نگاهی به نهادهای وابسته یا مرتبط به این شورا نیز می‌توان فهمید که در سایر حوزه های مرتبط با کودکان نیز این شورا تاثیرگذار است.
 
 
دو عكس از جشن تولد پنجاه سالگي شورا
 
 
تدوين فرهنگنامه كودكان و نوجوانان يكي ديگر از فعاليت‌هاي جدي اين شوراست كه از سال 58 در دستور كار شورا قرار گرفته است و حتي در سال 66 منجر به تاسيس «شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» شده است. اين فرهنگنامه 5000 مدخل دارد و مختص سنین ۱۰ تا ۱۶ سال است تا بتواند پاسخگوی سؤالات آن‌ها درباره مسائل مختلف باشد. تا كنون 13 جلد از 26 مجلد آن منتشر شده است و توانسته سال 77 در دوره عطاالله مهاجراني جايزه كتاب سال و در سال 79 جايزه ترويج علم ايران (يعني يكي از مؤسسات هم‌شبكه با خود شوراي كتاب كودك!) را دريافت كند. با سوابقي كه در زير خواهد آمد حتماً متوجه خطر اين اقدام خواهيد شد. وقتي افرادي كه اعتقاد چنداني به اسلام و انقلاب ندارند براي كودكان اين سرزمين فرهنگنامه تهيه كنند معلوم نيست چه بشود!
 
علاوه بر این‌ها، شورای کتاب کودک هر سال با انتخاب کتاب سال در حوزه کودکان و نوجوانان و همچنین ارائه گزارش از وضعیت نشر در این حوزه و ارائه لیست کتاب پیشنهادی به کودکان و نوجوانان و همچنین برگزاری دوره های آموزشی مختلف رسمی و غیر رسمی سعی می‌کند نشر کودک و نوجوان را جهت دهد. سوگمندانه باید گفت که حتی در صدا و سیما هم بدون توجه به ماهیت و سابقه این شورا، تریبون‌های مختلفی به اعضای ارشد آن داده شده است تا فعالیت خود را تبلیغ کنند؛ حالا بگذریم از نشریات و سایت‌های دولتی و غیر دولتی! حالا به نظر می‌رسد که همین مقدار برای پی بردن به اهمیت و نقش این شورا کافی باشد.
 
 
 
 خشت اول چون نهد معمار كج
 
اما به‌طور طبیعی هیچ چیز به اندازه بنیانگذاران یک مجموعه در جهت دهی آن نقش ندارد و همین‌طور هیچ چیز به اندازه همین بنیانگذاران برای شناخت آن مجموعه به‌کار نمی‌آید. هیئت موسس شورای کتاب کودک در ابتدا 37 نفر بودند که تنها به چند نمونه از مهمترین آن‌ها با ذکر شرح حال بسیار مختصری اشاره می‌شود:
 
سناتور دکتر شمس الملوک مصاحب، که همین سناتور بودن او در زمان طاغوت به اندازه کافی معرف وی است. دکتر عباسعلی روحانی که در بخش ارتباط شورا با بهائیت نکته ای ذکر خواهد شد که در بهائی بودن (یا لااقل بهائی دوست بودن!) وی تردیدی باقی نمی‌گذارد.
 
لیلی آهی (ایمن) همسر بهايي معروف ايرج ايمن. لیلی آهی در تمام مدت قبل از انقلاب دبیری شورای کتاب کودک را به‌عهده داشت و نهایتا در سال 59 از ایران گریخت و به آمریکا فرار کرد. خواهر وی یعنی مهری آهی هم در هیئت موسس شورای کتاب حضور داشت. لیلی آهی هنگامی که مسئولیت بخش کودک بنگاه «نشر و ترجمه» را به‌عهده داشت کتاب‌های بهائیان معروفی چون روحی ارباب، فروغ ارباب و هوشمند فتح اعظم را منتشر می‌کرد.
 
نورالدین زرین کلک، تصویرگر و استاد هتاکی که همین چند سال پیش اهانت او به یک دختر دانشجوی محجبه در دانشگاه تهران سر زبان‌ها افتاد.
 
 
نورالدين زرين‌كلك، استاد هتاك، در جشن تولد پنجاه سالگي شوراي كتاب كودك
 
توران میرهادی که هنوز که هنوز است پس از پنجاه سال همچنان عضو هیئت مدیره شورای کتاب کودک است. او سال‌ها مدیریت مدرسه فرهاد را که مدرسه ای مختلط بوده است بر عهده داشت و در چند نمونه از افراد بهائی برای سخنرانی در مدرسه دعوت نمود. محتوای آموزشی این مدرسه هم بحث برانگیز بود و به قول او در آن‌ها شعر و رقص و شادی در نظر گرفته می‌شد. در اینجا بخش‌های کوچکی از یک سخنرانی او که نشان دهنده افکارش است آورده می‌شود:
 
«ادبیات کودکان هیچ محدوده ای را نمی‌پذیرد، نه اعتقادات، نه مکان، نه زمان، باید فراتر از اعتقادات برود!... باید به مرحله ای برسد که هیچ نوع اعتقادی نتواند او را محصور کند!»(سخنرانی در سال 63)
 
او جای دیگری می‌گوید که با هم بودن دختر و پسر را تا یازده سال در مدرسه از نکات ضروری تعلیم و تربیت می‌داند!
 
 
از چپ به راست محمود کیانوش، لیلی آهی و تورانمیرهادی در سال 1345
 
 
عباس یمینی شریف که برای معرفی او و همچنین آشنایی با خط و ربطش کافی است به دو بیت از شعر مفصلي که او در مدح خاندان پهلوی سروده است توجه کنید:
 
«ولیعهد خوب ایران رضاست/ که فرزند شاهنشه خوب ماست
 
«نهم روز آبان خدایش بداد/ ز شه بانوی مهربانش بزاد»
 
یمینی شریف دو جایزه سلطنتی را از دربار دریافت کرده بود و سردبیر مجله ای با مدیریت شمس پهلوی را نیز به عهده داشت.
 
گفتنی است که درباره این افراد و سایر اعضای هیئت موسس گفتنی‌های فراوانی وجود دارد که ذکر همه آن‌ها در این مجال نمی‌گنجد. بیژن مفید، معصومه سهراب (مافی)، نسرین دخت عماد خراسانی و... نیز از اعضای هیئت موسس یا هیئت مدیره شورای کتاب کودک بودند که اگر بخواهیم کارنامه آن‌ها را هم بیان کنیم بحث به درازا می‌کشد.
 
 
 
 کتاب‌هایی به قلم شاه ملعون در ليست پيشنهادي شورا
 
حال بهتر است کمی هم به فعالیت‌های این شورا بپردازیم. مرور کارنامه این شورا در قبل از انقلاب از آن جهت که در واقع جهت گیری پایه گذاران آن را نشان می‌دهد و از طرفی در آن سال‌ها این شورا بدون پروا و بی واهمه به فعالیت‌های ضد اسلامی خود اقدام می‌کرده است، حائز اهمیت است.
 
همان‌گونه که گفته شد یکی از برنامه های ثابت شورا انتخاب کتاب سال کودک و نوجوان است. با نگاهی به کتاب‌های انتخاب شده توسط این شورا در سال‌های پیش از انقلاب می‌توان این کتاب‌ها را در چند دسته جای داد. اول کتاب‌هایی از نویسندگان مارکسیست که گرایش‌های مارکسیستی و ضد توحیدی در آن‌ها به چشم می‌آید. سیاوش اجرائی، صمد بهرنگی، م. ا به‌آذین، علی اشرف درویشیان، رضا علامه زاده و نسیم خاکسار از این دسته‌اند. از این بین کسی چون صمد بهرنگی که نیاز به معرفی ندارد و به آذین هم در سال‌های پس از انقلاب در سیمای جمهوری اسلامی حاضر شد و رسماً به جنایات حزب متبوع خود (حزب توده) اعتراف کرد.
 
وجه مشترک اکثر این کتاب‌های برگزیده القای عدم وجود خدا با تاکید بر مسائلی چون نظریه تکامل داروین و اینکه انسان از نسل میمون‌هاست و... می‌باشد. مانند کتاب «هنر آدمیان نخستین» نوشته رضا علامه زاده. کتاب‌هایی در ترویج ایران باستان هم در این دوره توسط شورای کتاب کودک تجلیل می‌شوند.
 
اما یکی از کارهای مهم این شورا ارائه لیست پیشنهادی کتاب برای کودکان و نوجوانان است. برای پی بردن به جهت گیری این شورا در ارائه این لیست‌ها کافی است به جزئیات دو مورد از آن‌ها اشاره کنیم.
 
در سال 52 مجموعا 433 کتاب مناسب از نظر شورا معرفی می‌شوند که از بین آن‌ها تنها 4 عنوان کتاب جزو کتب مذهبی دسته بندی می‌شوند. سال بعد یعنی سال 53 هم جمعا 303 کتاب معرفی می‌شوند که از بین آن‌ها تنها سه کتاب در حوزه کتب اسلامی است. حال آنکه در همین لیست هفت کتاب متعلق به صمد بهرنگی است و حتی دو کتاب «مأموریت برای وطنم» و «انقلاب سفید» نوشته شاه ملعون نیز به عنوان کتاب مناسب برای کودکان و نوجوانان آورده شده است!
 
 
 توران ميرهادي، عضو هيئت موسس و هيئت مديره شوراي كتاب كودك، همراه با يكي از كودكان مدرسه فرهاد در دهه30
 
 
 شورايي كه در دامن آمريكا و دربار رشد كرد
 
اما وابستگی‌های شورای کتاب کودک به دربار و همچنین علاقه‌مندی اعضای آن به بهائیت چیزی نیست که قابل اتفاقاً باشد و اتفاق همین مسئله غیر قابل انکار شاهد خوبی است برای اثبات ادعایی که در ابتدای این نوشته آمد.
 
برای اثبات ارتباط شورا با دربار علاوه بر مواردی که درباره عباس یمینی شریف گفته شد کافی است به همین یکی دو مورد ذیل اشاره شود. علاوه بر استفاده شورا از امکانات دولتی برای برنامه های خود، در یک مورد فرح پهلوی مبلغ ده هزار ریال در سال 45 به شورا کمک می‌کند. (گزارش کتاب کودک، سال پنجم شماره یک)
 
یا مثلاً موسسه فرانکلین که رسماً یک موسسه آمریکایی تمام عیار بود از سال 47 چاپ نشریه «گزارش کتاب کودک» را به‌عهده می‌گیرد و این را خود شورایی‌ها در شماره چهار از سال ششم همین نشریه ذکر می‌کنند تا سندی باشد بر وابستگی این شورا به آمریکایی‌ها.
 
همکاری شورای کتاب کودک با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان وقت که ریاستش را لیلی امیر ارجمند، ندیمه مخصوص فرح به‌عهده داشت هم خود قصه مفصلی است که بماند. درباره فساد اخلاقی و فکری لیلی امیرارجمند که 13 سال مدیر عامل کانون پرورش فکری بود ماجراهایی تعریف شده که چندش آور است.
 
 
 
راست: نوشآفرين انصاري، چپ: توران ميرهادي
 
 علاقه دو طرفه شورا و بهائي‌ها
 
حال بد نیست کمی هم درباره ارتباط تنگاتنگ و دو طرفه شورای کتاب کودک و بهائیان بنویسیم. ارتباطی که موجب می‌شود این‌ها مرگ یک بهائی معروف را تسلیت بگویند، و آن‌ها در نشریه رسمی خود مطالعه کتاب‌های مورد نظر شورا را به کودکان بهایی توصیه کنند.
 
در ابتدا به وعده ای که درباره عباسعلی روحانی دادیم عمل می‌کنیم. این عضو هیئت موسس شورا در نشریه ای که به تألیف او در آمده و روی جلدش بزرگ نوشته است «الله ابهی»، چنین شعری نوشته است:
 
«من کودک بهائیم/ خوب و تمیز و عالیم»
 
«صبح‌ها که از خواب پا میشم/ الله ابهی میگویم»
 
همان طور که گفته شد شورای کتاب کودک در نشریه رسمی خود سال سیزدهم، شماره یک، درگذشت روحی ارباب را تسلیت می‌گوید و تأسف و همدردی خود را به فروغ ارباب همسر او ابراز می‌دارد. این ارتباط دو طرفه بود. از این رو در شماره هفتم از سال سوم «ورقا» نشریه رسمی کودکان بهائی به بهائی های کوچولو توصیه می‌شود تا کتاب‌های مورد نظر شورای کتاب کودک را برای مطالعه از دست ندهند. بنابراین عجیب نیست که شورای کتاب کودک برخی کتاب‌های این بهائی را به عنوان کتاب مناسب به کودکان معرفی کرده باشد.
 
 
 
 تقويمي به ياد جرج واشنگتن!
 
یکی از کارهای جالب توجه شورای کتاب کودک که به وضوح گرایش‌های آن را نشان می‌دهد در سال 45 اتفاق می‌افتد. این شورا در آن سال تقویم‌هایی را مخصوص کتابداران چاپ می‌کند و در آن مناسبت‌های خاصی را مطرح می‌کند تا کتابداران پیشاپیش به فکر برنامه ریزی برای گرامیداشت آن روز و اجرای مراسمی برای اعضای کتابخانه خود باشند. فکر می‌کنید این مناسبت‌های خاص مورد نظر شورا چه بوده است؟ برخی از آن‌ها بدین قرار است: «روز تولد جان. اف. کندی!، روز قیام (!) 28 مرداد، روز پدر در آمریکا!، روز تولد فرح پهلوی، روز تولد شاه ملعون، روز تولد ولیعهد، سالگرد سوء قصد به جان. اف. کندی!، 17 دی‌ماه (روز کشف حجاب)، روز تولد آبراهام لینکلن، روز تولد جرج واشنگتن، روز روی کار آمدن رضا خان و...»(این تقویم در نشریه گزارش شورای کتاب، سال چهارم، شماره دوم آمده است)
 
آیا همین تقویم به تنهایی نشان دهنده مکنونات قلبی مسئولان شورا نیست!؟ به نظر می‌رسد اگر خود آمریکایی‌ها هم می‌خواستند برای کتابدارانشان تقویمی آماده کنند بعید بود به جرج واشنگتن بهایی بدهند!
 
 
 
 جنگ بد است، هر جنگي بد است!
 
اما بعد از انقلاب، شورای کتاب کودک مجبور می‌شود کمی دست به عصا تر حرکت کند و حتی با تغییراتی اندک و ظاهری در ترکیب هیئت مدیره و استفاده از چهره های کمتر شناخته شده برای خود حاشیه امنیتی بسازد. لیلا آهی از ایران فرار می‌کند اما همچنان سایه اش بر سر شورا و مهرش در دل اعضای شورا باقی می‌ماند تا در همين جشن تولد پنجاه سالگي شورا، از او و زحماتش براي شورا ياد شود. توران میرهادی همچنان عضو هیئت مدیره می‌ماند تا خیلی‌ها او را مغز متفکر شورا بدانند، ولی ریاست هیئت مدیره و دبیری شورا به نوش آفرین انصاری داده می‌شود که چهره کمتر شناخته شده ای است و سوابق ننگین برخی اعضای قبلی شورا را در کارنامه ندارد.
 
شورا طبیعتاً دل خوشی از انقلاب نداشت و این عدم دلخوشی را به بهانه برگزار نشدن برنامه‌هایش در بحبوحه انقلاب نشان داد. اما مخالفت شورا با دفاع مقدس عیان بود. این شورا در قالب مخالفت با جنگ، برنامه‌هایی ترتیب می‌داد که ضدیت با دفاع مقدس هم از دل آن بیرون می‌آمد. شورای کتاب کودک هم نظر با مجامعی مانند یونسکو با جنگ به معنای مطلق آن مخالفت می‌کرد و فرقی بین دفاع و تجاوز قائل نمی‌شد. نگاه به فعالیت‌های این شورا در زمان دفاع مقدس نشان می‌دهد که شورای کتاب کودک فرزندان این مرز و بوم مورد تهاجم قرار گرفته را به سمت نفرت از جنگ پیش می‌برد؛ جنگی که در آن روزها برای کودکان ایرانی چیزی جز دفاع در برابر تجاوز عراق نبود.
 
برای مثال این شورا در سال 59 با همراهی آموزش و پرورش بخشنامه ای را به همه مدارس می‌فرستد که دانش آموزان مقالات، اشعار و خاطرات خود را از جنگ برای شورا بفرستند. نتیجه این اقدام این بود که وقتی از میان مطالب ارسالی، برگزیده ای منتشر شد، کلیت و قریب به اتفاق خروجی آن چیزی جز فحش به جنگ و بد و بیراه نثار دفاع مقدس نبود. دقت کنید در آن زمان برای کودکان و نوجوانان ایرانی جنگ معنایی جز دفاع مقدس در حال انجام نداشت.
 
همچنین شورا در قالب معرفی نشریات مناسب برای کودکان پس از انقلاب، بدون اشاره به وابستگی آن نشریات به گروه‌های ضد انقلاب، به معرفی کامل این نشریات پرداخت. نشریه آذرخش مربوط به چپ منتسب به حزب توده، بهاران مربوط به چپ‌ها، فریاد گودنشین منتسب به مجاهدین خلق و... تنها چند نمونه از این نشریات است.
 
 
 
 به داد كودكان ايران برسيد
 
این مطلب تنها بخش کوچکی بود از کارنامه شورای کتاب کودک و اعضایش. محمدرضا سرشار بیش از بیست سال پیش در کتابی با عنوان «بیست سال تلاش» به صورت مفصل به این تشکل پرداخته است (که اتفاقاً اکثر مطالب این نوشته نیز از آن کتاب است). اگرچه آن کتاب در بازار وجود ندارد ولی با مراجعه به کتابخانه‌ها می‌توان آن را پیدا کرد و به تفصیل این مجموعه را شناخت.
 
جالب آنكه ده سال پيش، يكي از اعضاي شوراي كتاب كودك، با اشاره به همين كتاب گفته بود: «در اين كتاب حتي حكم اعدام برخي افراد نيز صادر شده است. اين طور نگاه كردن به ادبيات كودكان در ايران، فاجعه آميز است.»
 
اين درحاليست كه در كتاب مذكور، تنها به پاره اي از سوابق اعضاي شوراي كتاب كودك در پيش از انقلاب اشاره شده است. در اين كتاب، با ارايه مستنداتي روشن شده است كه شوراي كتاب كودك، «ملغمه‌اي از افراد توده اي و عناصر شاهدوست» بوده است. جالب‌تر اينجاست كه شوراي كتاب كودك تا به حال سعي نكرده است با ارايه سوابق و زندگي نامه كامل اعضاي خود، به مطالب اين كتاب پاسخ دهد.
 
مخلص كلام آنكه شورای کتاب کودک پنجاه سال است که دارد در این کشور برای انحراف کودکان مسلمان ایرانی تلاش می‌کند. این شورا با تاسیس مجموعه های مرتبط سعی در شبکه سازی همفکران، افزایش نفوذ و ایجاد حاشیه امنیت برای خود دارد. این شورا با استفاده از رسانه های مختلف، حتی صدا و سیما، خود را تبلیغ می‌کند و عملاً سعی در جهت دهی به بازار نشر در حوزه کودک و نوجوان دارد. برخي از رسانه هاي داخلي كه از بودجه بیت‌المال ارتزاق می‌کنند براي سالگرد تولد مسئولان اين شورا هم گزارش می‌روند و جشن می‌گیرند. حال آنکه نه تنها اهداف؛ اعتقادات و برنامه‌های آن نسبت به قبل از انقلاب تغییر نکرده که حتی اعضا اصلی آن نیز ثابت هستند.
 
شورای کتاب کودک در سایت خود مدعی شده است که بیش از هفتصد عضو رسمی و وابسته دارد؛ لازم به تذکر است که مقصود این نوشته هرگز این نیست که همه این اعضا را به یک چوب براند. و تر و خشک را با هم بسوزاند. چه بسا خیلی از این افراد(که بعضا سنشان کمتر از سن شوراست) از خاستگاه شورا و آبشخورهای فکری مسئولان رده بالای آن بی اطلاع باشند، ولی به هر حال بر همین افراد هم لازم است که کمی در این مستندات دقیق شوند و اگر واقعا با این تفکرات همسو نیستند، مسیر خود را جدا کنند.
 
حال آیا کسی به فکر کودکان مسلمان ایران خواهد بود!؟ 
کد خبر:152437 -
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ساعت 14:21  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 

فرمانده هنگ مرزی زابل از کشف 10 قبضه خودکار تروریستی در مرزهای شرقی کشور خبر داد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ محمود امیری در تشریح جزئیات این خبر گفت: ماموران مستقر در هنگ مرزی زابل با همکاری سربازان گمنام امام زمان (عج) از ورود عده‌ای از تروریست‌های مسلح افغان به خاک کشور مطلع شده و اقدامات خود را در این زمینه آغاز کردند.
 
وی ادامه داد: ماموران با ایجاد کمین در محل و در فرصتی مناسب هنگامی که تروریست‌های افغان قصد ورود به خاک کشور را داشتند با آنان درگیر شده که در این درگیری تروریست‌ها با به جاگذاشتن تعدادی از تجهیزات خود اقدام به فرار از منطقه کردند.
 
فرمانده هنگ مرزی زابل به ایسنا گفت: ماموران در بازدید از محل 10 قبضه کلت خودکاری به همراه 19 تیغ خشاب را کشف و ضبط کردند.
 
وی زمان اجرای این عملیات را حدود 15 روز پیش اعلام‌کرد و گفت: احتمال می‌رود که این تروریست‌ها با هدف ایجاد اخلال در کنگره سردار شهید میرحسینی و 2000 شهید دیگر که با حضور مسئولان عالی رتبه استانی برگزار شد، به کشور ورود کرده باشند.
 
به گفته امیری برد این فشنگ‌ها حدود 10 متر است و تنها در مواردی نظیر ترور کاربرد دارند. 
کد خبر:152536 -
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ساعت 14:19  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
 

  نماینده پارلمان نروژ بر این باور است چاپ دلار بدون پشتوانه طلا در آمریکا به بی‌ثباتی کل سیستم مالی جهانی منجر شده است.

این روزها، اوضاع نروژ روبراه نیست. محبوبیت دولت ینس استولتنبرگ به شکلی گسترده، کاهش یافته و از آن طرف، محبوبیت حزب محافظه کار در یک ارتقای محسوس  تبه رنکینگ 36 درصد،  صعود کرده است. 
 
واکینگ‌ها یکی از باکیفیت ترین و مطلوب ترین چاه های طلای سیاه را در اختیار دارند. جمعیت آنها، سر جمع به 5 میلیون نفر هم نمی رسد اما سطح زندگی آنقدر بالاست که آرزوی هر کسی است که در «اسلو»، زندگی کند. تازه باید این نکته را هم اضافه کنیم که 70 درصد خاک این کشور، به علت سوز سرما، غیرقابل سکونت است. مخصوصاً همین الان در سرمای زمستان 2013، برودت هوا در بسیاری از جاهای نروژ، سفیدپوش کرده است. اقتصاد واکینگ‌ها، اما گرم است، یکی از دلایل این گرما شاید عدم عضویت در اتحادیه اروپاست که اقتصادش این روزها، بدجوری، منجمد شده است.
 
فارس برای بررسی آخرین تحولات نروژ با با «اِوا کریستین هانسن» (Eva Kristin Hansen)، نماینده پارلمان نروژ و یکی از اعضای  حزب کارگر ( حزب حاکم ) گفت‌وگویی داشته که در ادامه می خوانید؛ جالب اینجاست که بدانید خانم هانسِن یکی از طرفدران تحریم اسرائیل در نروژ به حساب می آید و بعنوان مشاور وزیر خارجه نروژ برای کمک به مردم فلطسین، فعالیت هایی داشته است.
 
1/ آیا دولت حزب شما (کارگر)، برنامه‌ای برای پیوستن به سازمان اوپک دارد؟
 
نروژ، هیچ برنامه‌ای برای پیوستن به اوپک ندارد؛ از سوی دیگر اما دولت نروژ در نظر دارد برای رسیدن به یک بازار نفت و گاز کارآمد، بسیار کاربردی و توسعه محور، تلاش کند و دیپلماسی انرژی را بین کشورهای تولید کننده و مصرف کننده، تقویت نماید.
 
2/ دولت نروژ با پول حاصل از درآمد نفت، چه می‌کند؟
 
هدف ما، خرج کردن ثروت بصورت عاقلانه است. انتقال ثروت از منابع نفتی نروژ ( در زیر زمین ) به دارایی های خارجی که توسط صندوق بازنشستگی دولت، سرمایه گذاری می شود به دولت کمک می کند تا تنوع و گوناگونی ثروت نفتی دولت، بهبود پیدا کند.
 
گردش (ورودی) صندوق عبارت است از تمام درآمدهای نفتی دولت، خالص معاملات مالی مربوط به فعالیت های صنعت نفت و همچنین بازگشت سرمایه گذاری‌های صندوق.
 
گردش مالی (خروجی) از این صندوق نیز اینگونه است که فقط مبلغ مورد نیاز برای پوشش کسری بودجه غیر نفتی، قابل دسترسی است. این به معنای آن است که صندوق به طور کامل با بودجه دولت، هماهنگی دارد و تخصیص خالص پول به صندوق، منعکس کننده کل مازاد بودجه (شامل درآمد نفت خام) است. 
 
سیاست های مالی که تنظیم کننده گردش خروجی صندوق است در راهنمای سیاست های مالی، مشخص شده است. این راهنما می‌گوید که با گذشت زمان، استفاده از درآمد نفت، فقط تا سقف 4٪ مجاز است. این امر تضمین کننده کاهش انواع ریسک های مالی است و کمک می کند تا اقتصاد غیر نفتی داخلی از نوسانات قیمت نفت در امان باشد.
 
3/ چرا اقتصاد نروژ آن طور که باید و شاید به نفت، وابستگی ندارد؟
 
اکتشاف و تولید منابع نفت در فلات قاره نروژ تا به حال تأثیر عمده ای بر اقتصاد نروژ داشته است. سهم بخش نفت از تولید ناخالص داخلی نروژ، در حال حاضر به بیش از 20 درصد می رسد. این رقم برابر است با نزدیک به نیمی از کل صادرات، یک چهارم از کل درآمد دولت و یک چهارم از کل سرمایه گذاری‌ها.
 
بخش نفت به ما یک فرصت منحصر به فرد برای توسعه یک نظام رفاه اجتماعی قدرتمند، هدیه کرده است. با این حال، ما، سدی بر روی گذران و مخارج جاری گذاشته ایم تا با4 درصد بازده واقعی از صندوق،  نسل های آینده نیز از این نوع صرفه جویی بهره مند شوند. این عملکرد به ما کمک می کند تا اقتصاد ملی به نفت وابسته نباشد و از نوسانات آن، آسیب نبیند.
 
 
4/ مدتی پیش در مصاحبه ای که با جیووانی پیتلا، (نائب رئیس پارلمان اروپا) داشتیم، به ما گفت که کاپیتالیسم (سرمایه داری) وحشی و سرکش شده است. آیا، شما هم این مسئله را قبول دارید؟ چرا؟
 
اقتصاد بازار می‌تواند خلاقیت و ثروت، ایجاد کند اما زیر بنای بازار را نمی توان به سمت «چپ و راست»، هدایت کرد. نمایش بحران مالی اخیر نشان داد که چگونه ثبات ذاتی بازارهای مختلف می تواند به راحتی توسط قوانین و مقررات نامناسب، به بحران، کشیده شود. بازار ممکن است بیش از حد خلاق باشد و در خدمت منافع خود اما کاری برای منافع جامعه. نمی کند.  از جمله درسهای کلیدی این بحران، این است که نهادهای مالی- بین المللی بیش از حد قوی که ریسک و مدیریت ضعیف نقدینگی را در نظر نمی گیرند چگونه به درد سر می افتند. 
 
علاوه بر این، ضعف، تناقض و حتی گاهی اوقات نبود مقررات در بسیاری از کشورها اجازه داده تا رفتاری غیر مسئولانه به اتفاق خطرناکی در حوزه اقتصاد، منجر شود.
 
مثال قابل توجه از این مقررات، بازار بدون پشتوانه ایالات متحده ( چاپ دلار بدون پشتیبانی طلا ) است که خطر‌آفرین شد و در نهایت به بی ثباتی کل سیستم مالی جهانی، منجر شد؛ به طوری که نسخه فعلی بحران در بازارهای مالی و در واقع در سطح بین المللی از سیاست های داخلی، نشأت می گیرد . مشکل  و حتی شایعات مربوط به مشکلات، در یک گوشه ای از نظام جهانی به راحتی می تواند باعث سرایت در سراسر سیستم های اقتصادی دنیا شود. جلوگیری از فراگیری بحران فقط از طریق بستن خلأ های نظارتی، میسّر است  و برای اطمینان از اینکه تمام بخش های مالی، واکسینه شده باید به اندازه کافی مقررات داشت و بُعد نظارتی را، تقویت کرد.
 
5/ اوضاع منطقه یورو را در سال 2013، چگونه پیش بینی می‌کند؟
 
اقتصاد جهانی و بازارهای مالی بین المللی هنوز هم از شوک مربوط به بحران مالی، دچار اختلال هستند. بسیاری از کشورهای اروپایی در طول زمان، پولی بیش از حد مجاز، خرج کرده اند و در حال حاضر با چالش های بسیار دشواری در کاهش هزینه ها و ایجاد اصلاحات مواجه شده اند. این کار مستلزم گذر زمان است که همه این اقتصادها به راه گذشته بازگردند و حساب شده، عمل کنند .بنابراین، هزینه های بلند و بالا می تواند رشد در آینده را تهدید کند. از این رو، رشد اقتصادی و ثبات مالی به وجود اطمینانی بزرگ، منوط است. بنابراین بسیار دشوار است که پیش بینی کنیم در طی هفته های آینده، ماه ها و حتی سال ها، چه برسر منطقه یورو خواهد آمد.
 
6/ آیا قبول می کنید که جهان، درگیر یک جنگ جهانی اقتصادی است؟
 
من فکر نمی کنم جنگی اقتصادی در ابعاد جهانی وجود داشته باشد، اما واقعا مهم است که با همکاری میان دولت ها، مقرراتی قوی برای تمامی بخش های مالی، وجود داشته باشد.
 
7/ به این مساله اعتقاد دارید که اتحادیه اروپا نیاز به یک بازبینی ساختاری دارد؟
 
در سال گذشته یک مشکل برای اروپا، وجود داشت. ما هنوز در میانه بحرانی هستیم که در سال 2008 به اقتصاد جهانی، ضربه زد. این بحران در حال عبور از فازهای مختلف به همراه پیامدهای بزرگ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. در واقع، ما شاهد یک مرحله از تستینگ همکاری در بین کشورهای اروپایی هستیم و آنها در واقع مرحله آزمایش در همکاری را پشت سر می گذارند. ما، اتحادیه اروپایی را می بینیم که دستور کارش، تحت سلطه بسته های بحران است. دو موضوع خاصی که علت بروز نگرانی هستند، این دو مورد هستند: در مرحله اول، سطح رو به افزایش، بیکاری است.
 
دوماً، فشار این بحران و عواقب آن بر روی سطح اعتماد به نفس مردم در مواجهه با دموکراسی در تک تک کشور ها و سراسر اروپا است.  از بسیاری جهات، ما در حال نزدیک شدن به یک سه راهی مهم در اروپا به عنوان نتیجه ای حاصل از بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستیم؛ چگونگی و گستره وضعیت کنونی، آینده اروپا را تعیین خواهد کرد.فقط با امیدواری است که می توان رشد، رفاه، امید و اعتماد را ترمیم کرد و اشتغال را افزایش داد.
 
8/ چندی پیش مردم نروژ،بار دیگر به عضویت در اتحادیه، رأی منفی دادند؛ موضوع چیست که بعد از چندین بار نظرخواهی عمومی، هموطنان شما، به منطقه یورو، روی خوش نشان نمی‌دهند؟
 
دلایل بسیاری وجود دارد که چرا بیشتر مردم نروژ، به عضویت در اتحادیه اروپا، رای منفی دادند؛ استدلال های اصلی به سال 1994 باز می گردد که ریشه در دموکراسی خواهی و آزادی طلبی مردم داشت. نروژی ها دوست داشتند به عنوان یک کشور کوچک،عضوی از جامعه اروپا باشند. استدلال دیگر به نقش کشاورزی، نقش نروژ در سازمان ملل متحد، حقوق کارگران و مسائل اقتصادی بر می گشت.
 
9/ برسیم به رابطه ایران و نروژ؛ در این مورد، چه صحبتی دارید؟
 
در حال حاضر، نروژ از تحریم های اقتصادی در مورد ایران حمایت می کند. من امیدوارم که ما در آینده بتوانیم روابط خوب با هم داشته باشیم و همکاری بین کشورهای من و شما، توسعه پیدا کند.
کد خبر:152570 -
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ساعت 14:19  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  | 
باكتابهاي برگزيده جشنواره شهيدغني‌پور/سه:«چه‌كسي قشقره‌ها را مي‌كشد»
ماجراي جوان ارمني كه به جبهه رفت، جانباز شد و به اسارت درآمد/ ترفند بعثی‌ها برای جلوگیری از عزاداری اسرا در روز عاشورا +بخشي از كتاب

 يكي از بخشهاي دوازدهمين جشنواره ادبي شهيد غني‌پور، خاطره با موضوع دفاع مقدس و انقلاب اسلامی بود. در اين بخش چهار كتاب پایی که جا ماند نوشته سیدناصر حسینی پور، دختر شینا نوشته بهناز ضرابی زاده، نورالدین پسر ایران نوشته معصومه سپهری و  چه کسی قشقره ها را می‌کشد نوشته حجت شاه محمدی به مرحله نهايي راه يافتند و نهايتا پايي كه جاماند به عنوان كتاب سال انتخاب شد. سه كتاب دختر شينا، نورالدين... و پايي... علاوه بر اينكه به اندازه كافي شناخته شده هستند، پيش از اين نيز مورد توجه رجانيوز قرار گرفته‌اند. بنابراين در ادامه پرداختن به كتابهاي برگزيده جشنواره شهيد غني‌پور سراغ كتاب برگزيده‌اي مي‌رويم كه شايد كمتر اسمش را نشيده باشيد.

به گزارش رجانيوز، «چه کسی قشقره ها را می‌کشد» يكي ديگر از كتابهاي قابل توجه و جذاب انتشارات سوره مهر است كه در حوزه ادبيات دفاع مقدس منتشر شده است و ويژگي‌هاي منحصر بفردي دارد. اولين ويژگي كه اين كتاب را از ساير كتابهاي اين حوزه متمايز مي‌كند، پرداختن به خاطرات يك رزمنده، اسير و جانباز ارمني است. اين كتاب خاطرات «سورن هاكوپيان» روايت مي‌كند.

حضور يك جوان ارمني در دفاع مقدس به خودي خود واجد جذابيت‌هاي زيادي است، حال چه رسد كه اين فرد اسير هم شود و به مدت 26 ماه در اردوگاه‌هاي عراق همراه با ساير رزمندگان محبوس باشد. از اين رو كتاب «قشقره‌ها...» را مي‌توان يكي از گزينه‌هاي مناسب براي آشنايي با بعد ديگري از جنگ هشت ساله يعني حضور اقليت‌هاي ديني در آن دانست.

روايت غير خطي كتاب كه با تلاش نويسنده براي سردرگم نشدن مخاطب همراه شده است و موفقيت نويسنده در تصويرسازي‌هاي مناسب موجب شده تا خواندن اين كتاب 352 صفحه‌اي شيرين‌تر شود. هرچند كه برخي خاطرات كتاب تلخي عجيبي دارد.

سورن و خانواده‌اش هنگام آغاز جنگ تحميلي در خوزستان زندگي مي‌كردند كه هجوم ارتش بعثي آنها را وادار مي‌كند به اصفهان مهاجرت كنند. سورن كه متولد 1344 است در ابتدا بعلت سن كم نمي‌تواند به جبهه رود اما نهايتا در سالهاي پاياني دفاع به جبهه اعزام ميشود و اوایل سال 67 به اسارت نیروهای عراقی در آمده و در تاریخ 22 شهریور 1369 به میهن  باز مي‌گردد.

او در مقدمه خاطرات خود درباره اين دوران اسارت می‌گوید: «در طی 26 ماهی که مفقودالاثر بودم، در سوله‌ای تنگ و تاریک و دلگیر، جایی که نه خبر از کسی داشتم و نه کسی اطلاع از من داشت، در روزهای سخت و جان فرسایی که نور خورشید و هوا و غذا، آب و دارو، دستشویی و خلاصه همه چیزهای لازم برای بقا، از ما دریغ شده بود و 1700 نفر درون یک سوله چپانده بودیم، در جایی که برای نشستن‌مان هم جا نبود و خواسته و ناخواسته، باید چسبیده به هم می‌نشستیم و به هم تکیه می‌دادیم، اولین درس مهم اسارت، بدون هیچ استادی، خیلی واضح و روشن، به همگی‌مان تفهیم شد؛ ما برای بودن و ماندن، باید کنار هم و دوش به دوش هم، آن روزهای سخت را می‌گذراندیم، که گذراندیم.» (ص 19)

مخاطب در لابه لای خاطرات این آزاده ارمنی به روشنی در می‌یابد که او علاقه و ارادت فراوانی به حضرت امام خمینی(ره) داشته و حتی در زیر شکنجه‌های طاقت‌فرسا هم از گفتن این موضوع دریغ نکرده است. در بخش پایانی کتاب، زندگینامه و خاطراتی از سه شهید ارمنی دیگر به نام‌های «وارتان آبراهمیان»، «راموند باغرامیان» و «ورژ باغومیان» از دوران دفاع مقدس هم روایت شده است.

براي اينكه وجه تسميه كتاب را دريابيد بايد حوصله كنيد و كتاب را ورق بزنيد اما براي اينكه انگيزه‌تان براي اين مطالعه چند برابر شود، بخشهايي از كتاب را در زير مي‌آوريم. همين چند خط بهترين معرفي را از حال و هواي كتاب ارائه مي‌دهد:

 

 

وقتي يك مسيحي دعاي كميل مي‌خواند:

«یکی از شب‌های عملیات، همه رزمندگان دعای کمیل می‌خواندند. تنها بودم و نمی‌دانستم چه باید بکنم. داخل سوله رفتم، کتابی دست گرفتم و پشت سر بچه‌ها نشستم. نمی‌دانستم چه می‌گویند. بنابراین در حالی که دست به صلیب داشتم و نگاه به آسمان، هرچه بچه‌ها می‌گفتند را تکرار می‌کردم.»

 

عصب كشي دندان با اعمال شاقه!

«از همان لحظه ورود، یکی از اسرا دستش روی دندانش بود و می‌نالید. آن قدر آه و ناله کرد تا امدادگرمان با کوله‌باری از تجربه، مقابلش نشست. ابتدا به قصد کشیدن دندان، او را زیر باریکه نوری که از پنجره به داخل می‌تابید برد. اما وسیله مطمئنی پیدا نکرد و تصمیم گرفت پس از عصب‌کشی آن را پر کند.

پاهای اسیر را دراز کردیم و یک نفر روی آنها نشست. دو نفر از پشت سر، محکم دست‌هایش را گرفتند. چند سوزن و یک جوالدوز ساخت خودمان، با تعدادی سر سرنگ‌های چند بار مصرف شده، وسایل کار شدند. چراغ روغنی من هم، برای ضد عفونی کردن روشن شد و امدادگر کارش را آغاز کرد. کسی به داد و فریادهای اسیر توجهی نداشت. تکه چوبی میان دندان‌هایش گذاشته بودیم تا دهانش را نبندد. اشک ریختن و ادای کلمات نامفهوم، تنها کاری بود که می‌توانست انجام دهد.

کار تخلیه دندان و عصب‌کشی که تمام شد، تکه‌های زرورق سیگار که قبلا توسط بچه‌ها سوزانده شده بود، تکه تکه گرد شدند و درون حفره دندان قرار گرفتند. ته جوالدوز هم سمبه‌ای بود برای فرو کردن‌شان تا کم‌کم سطح دندان، یک نواخت و صاف شود. کار که پایان یافت اسیر نفس عمیقی کشید و روی زمین رها شد.

ما خندیدیم و او را از فشار درد به خود پیچید. چهره دوستانش که تا به آن روز چنین کاری را ندیده بودند، از ترس سفید شده بود و ما که عادت کرده بودیم، هنوز هم می‌خندیدیم.»

 

نقش يك ارمني در نماز جماعت مسلمان‌ها

«وقتی هزار و هفتصد نفر پشت سر حاجی صف بستند تا دور از چشم عراقی ها نماز جماعت بخوانند، هاج و واج مانده بود. چگونه می توانست در جمع مسلمانان کوس جدایی بزند و به ارمنی راز و نیاز کند؟ نمی توانست بیکار بنشیند. به پیشنهاد امام جماعت اردوگاه اسرا، سورن هاکوپیان رزمنده مسیحی مأمور شد از پنجره کوچکِ سوله حرکات مأمورهای عراقی را دید بزند. همیشه دوست داشت مسلمانان او را یکی از خودشان بدانند و آن روز به آرزوی خودش رسید.»

  

ترفند بعثی‌ها برای جلوگیری از عزاداری اسرا در روز عاشورا

«شب اول محرم، بچه‌ها آرام بودند. شب دوم یا سوم بود که نزدیک به هم نشستند و آرام‌آرام روی سینه کوبیدند. صدای ضرب دست‌ها و جواب‌ نوحه‌ها آن‌قدر آرام بود که اگر چشم‌ها را می‌بستی، چیزی نمی‌فهمیدی. نمی‌دانم چه کسی خبر برد که ناگهان استوار و سربازها، داخل سوله ریختند. هر کس دم دست‌‌شان آمد، زیر ضربات لگد و شلاق گرفتند. صدای یکی از بچه‌ها که بلند شد،‌اوضاع به هم ریخت: «آش نخورده، دهن سوخته که نمی‌شه.»

همین حرف باعث شد وضع سوله کاملا عوض شود. صداها بلندتر و رساتر شد و دست‌ها بالا می‌رفت و محکم پایین می‌آمد. اردوگاه کاملا به هم ریخت و آشوب، سوله‌های دیگر را هم گرفت.

اوضاع آن‌چنان خطرناک شد که تا صبح کسی نخوابید. بچه‌ها سینه می‌زدند و عراقی‌ها، کامیون کامیون، سرباز مسلح وارد می‌کردند. همان شب،‌از سوله ما چند نفر را بردند و تا مدتی از آن‌ها خبر نداشتیم، روز بعد هم، تعداد نگهبان‌ها چند برابر شد، دفعات سرکشی را زیادتر کردند.

ساعتی طول کشید تا رضا برگشت و پیش حاج آقای زمانی رفت. همه برای شنیدن خبر، جلو رفتند که صدای حاجی بلند شد.

- واکسن چی می‌خوان بزنن؟!

- نمی‌دونم. مث اینکه تو یکی از سوله‌ها مرضی افتاده که می‌گن واگیر داره و باید واکسن بزنید.

- کدوم سوله؟ چه‌طور کسی تا حالا چیزی نگفته؟

- نمی‌دونم. گفتن برای جلوگیری، همه باید واکسن بزنن و سوله‌ها هم باید سم‌پاشی بشه.

-واکسن...؟ سم‌پاشی...؟

- از سوله آخر شروع می‌کنن.

فکر حاجی برای دیگر می‌چرخید. آن‌قدر که ما خوشحال سم‌پاشی بودیم، او نبود.

-فکر کنم کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است.

- سم‌پاشی رو خودمون خواستیم. مگه خودتون از امروز و فردا شدنش ناراحت نبودید؟ واکسن هم که نیازه. بیشتر بچه‌ها گال گرفتن. سل هم که غوغا می‌کنه. شاید واکسن رو  زدن، اسهال بچه‌ها هم خوب شد.

حرف‌های رضا، کم‌کم اثر کرد و لب‌های حاجی به لبخند رضایت باز شد.

- به هر جهت، مواظب باشید. اینا هر کاری بتونن می‌کنن تا به شب از دست شما خواب راحت داشته باشن. فقط یادتون نره، هر وقت خواستن شروع کنن، من رو خبر کنید.

آفتاب نزده، استوار صالح، با تعداد زیادی که روپوش سفید پوشید بودند، سراغ‌مان آمد. معلوم نبود آن همه متخصص بیماری‌های واگیردار را از کجا آورده بود. تعدادی از بچه‌هایی که مریض بودند را معاینه کردند و استوار هم سخنرانی‌اش را کرد: «بعد از واکسن زدن، تب و لرز می‌کنید. نترسید و نگران نباشید. سم‌پاشی هم که شد، از شر شپش‌ها راحت می‌شید.»

سرعت کار به حدی بالا بود که غروب نشده، کار سوله‌های چهار و پنج و شش تمام شد. حاجی متحیر از سرعت کار، خبرها را می شنید و اظهار نظر می‌کرد.

- مگه چند نفرن؟

-یه لشگرن. با آمپول‌های فیل‌کشی می‌زنن. ضد عفونی و این‌جور چیزا. چند نفر سرباز هم پشت سرشون سوله رو سم‌پاشی می کنن.

حاجی باورش نشد و چشم‌هایش را گشاد کرد: «آخه با این سرعت؟»

روز بعد وقتی سراغ ما آمدند، بیش از نیمی از اردوگاه در خواب بود. هیچ صدایی نمی‌آمد. مثلا اینکه پودر مرگ روی اردوگاه پاشیده بودند. نگرانی، چنگال‌هایش را توی دل‌ها فرو کرده بود و هر کس دنبال راهی می‌گشت تا خبری بگیرد.

عباس نگاهش را به دل آسمان کشاند. نفس بلندی کشید و با آهی تلخ، هوا را بیرون داد.

- قرار بود کار واکسن زدن، روز هشتم تموم بشه. اما وقتی مایع کم آوردن، برنامه‌ها به هم ریخت و مجبور شدن روز نهم هم‌ کار کنن. این نقشه رو استوار صالح طراحی کرده بود. چند دفعه با ستاد فرماندهی تماس گرفت و به اونا خبر داد که قراره اسرا، روزای نهم  دهم شلوغ کنن. حتی شنیدم گفت می‌خان ظهر عاشورا ناهار بدن. معلوم بود از اون طرف چه حرفایی می‌زدن. سرخ و سیاه می‌شد و خط و نشون می‌کشید. برای همین به پزشکیاران سفارش کرد مقدار مایع تزریقی رو بیشتر کنن تا شما کاملا از حال برید.

-پس تموم اینا صحنه‌سازی بوده؟!

جوابم را که داد، چشم به ساختمان فرماندهی اردوگاه دوخت.

- آره. ولی تو رو خدا چیزی به کسی نگی، بفهمن، اعدامم می‌کنن....

 «استوار صالح، جلوتر از همه وارد سوله شد. پزشک‌یارها کنارش ایستادند و سربازها با وسایل سم‌پاشی، گوشه‌ای رفتند. یک میز ویک صندلی و چند بسته دارو هم کنار در گذاشتند. استوار رفت روی میز و حرف‌های دیروزش را تکرار کردکه تب می‌کنیم و نباید بترسیم. از سوله بیرون برویم. چشمش که به من افتاد با تندی خواست از صف بیرون بیابم و به انتهای سوله بروم.

سم‌پاش‌ها بدون توجه به حضور ما، کارشان را شروع کردند. کسانی که با امور سم‌پاشی آشنا بودند، اطمینان داشتند چیزی که پاشیده می‌شود، د.د.ت نیست.

بر اساس گفته آن‌ها باید بوی تندی می‌آمد و دیوارها سفید می‌شد. اما هرچه بو کردیم،  جز بوی تند فاضلاب و آبی که در اثر حرارت روی دیوار خشک می شد، چیز دیگری ندیدیم. آلودگی به حدی زیاد شد که استوار و چند نفر دیگر، دماغ‌های‌شان را گرفتند و بیرون رفتند پزشک‌یارها هم خودشان را به در نزدیک کردند.

می‌خواستم ادامه بدهم که عباس میان حرفم پرید.

- سم‌پاشی نکردن. نقشه استوار بود آب فاضلاب رو با تانکری که از اون آب می‌خوردید، آوردن و خالی کردن تو پمپ‌ها.

متحیر نگاهی کردم و پرسیدم:

- با تانکر آب خوردن ما؟! به حاجی و رضا چیزی نگفتی؟

- نه. ترسیدم عکس‌العمل نشون بدن و لو برم.

-مایع داخل سرنگ‌ها چی بود؟

- من نمی‌دونم چی بود. ولی خودت تجربه کردی. چرا می‌پرسی.

- آره، تجربه بی بود. می‌تونست به یه فاجعه تبدیل بشه.

خسته بودم و چشمانم زیر فشار خواب می‌سوخت. دلم می‌خواست سرم را روی زمین بگذارم وبا باز شدن دوباره‌شان، خود را کنار خانواده‌ام ببینم. اما عباس، هنوز هم اصرار داشت بداند بعد از تزریق دارو، چه بر سرم آمد. و من بی‌رمق، به امید کورسویی که تلاش می‌کرد ذهن تاریکم را روشن کند، سر جایم برگشتم و پتو را روی سرم کشیدم.

 

 

مطلب مرتبط:

دوازدهمين جايزه كتاب سال شهيد حبيب غني‌پور برگزار شد +جدول كتاب‌هاي برگزيده: زنده‌تر شدن حبيب از دوشنبه‌هاي پشت بام مسجد تا دوشنبه خيابان سميه/ از «گردان قاطرچي‌ها» تا «وقتي فقط عاشق زبان عاشق را مي‌فهمد»

 

با كتابهاي برگزيده جشنواره شهيد غني‌پور/ يك: «قديس»: ماجراي مواجهه كشيش «ميخائيل ايوانف» با عمرو عاص!/ رماني تاريخي از صدر اسلام كه ماجرايش در روسيه قرن بيستم اتفاق مي‌افتد

 

 

با كتابهاي برگزيده جشنواره شهيد غني‌پور/ دو: «گردان قاطرچي‌ها»: از انتقال يك يگان قاطر با قطار تا خشم شب زدن به قاطرها!/ كتابي كه مي‌تواند عيدي مناسبي به نوجوانان فاميل باشد

 

 

کد خبر:152530 -
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ساعت 14:17  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه  |