دكتر سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان پاسخ نامه كاترين اشتون مسئول هماهنگ كننده سياست خارجي اتحاديه اروپا را داد و سخنگوي اشتون نيز در واكنش شتابزدهاي اظهار داشت كه نكته جديدي در اين پاسخ وجود ندارد. به گزارش رجانيوز، اشتون 24 بهمن سال گذشته در شرايطي به جليلي نامه زد كه تحولات منطقه و شمال افريقا با شيب زيادي به نفع كشورمان در حال وقوع بود و تنها دو روز از سرنگوني مبارك ميگذشت، بنابراين، ايران ترجيح داد كه پاسخ به اين نامه را به زماني موكول كند كه طرف مقابل كاملاً در شرايط آچمز قرار گرفته باشد. اشتون در نامه خود براي اولين بار خاطرنشان كرده بود كه پذيرش غنيسازي مستلزم فرآيندي است كه ابتداي آن پذيرش مبادله سوخت از سوي ايران است. اما اين پيشنهاد در حالي مطرح شده كه در دوره بوش و ابتداي دوره اوباما، هيچگاه از "پذيرش غنيسازي" در ادبيات رسمي طرف مقابل استفاده نميشد، بلكه تأكيد آنها بر فعاليت صلح آميز هستهاي ايران به اين معني بود كه لزوماً غنيسازي در اين چرخه فعاليت نباشد و هرگاه نيز كه از پذيرش حقوق ايران سخن گفته ميشود، مقصود از آن، همين رويكرد بود. اولين بار هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا سال گذشته در كنفرانس دوحه از احتمال پذيرش غنيسازي در ايران تحت شرايط خاص سخن گفت. همچنين اوباما نيز در جلسه تابستان گذشته خود با خبرنگاران هشت روزنامه بزرگ امريكايي همين ايده را مطرح كرد. اشتون البته در نامه خود در واكنش به اينكه مذاكرهكنندگان ايران در مذاكرات استانبول بر لغو تحريمها و توقف اجراي قطعنامهها بهعنوان شرط اول تعامل بهجاي تقابل تأكيد كرده بودند، گفته است كه شرايط لغو تحريمها در قطعنامهها آمده است. اما نكته مهمتر اين است كه تا پيش از اين ميگفتند فرآيند گفتوگو در مورد غنيسازي با تعليق شروع ميشود اما اكنون ميگويند كه آغاز فرآيند با پذيرش مبادله است. به تعبير ديگر، غرب اصرار دارد كه قدم اول را بايد ايران با پذيرش مبادله سوخت بردارد و مبادله كه انجام شد، وارد مذاكره ميشويم تا روي يك فرمول بحث كنيم اما جمهوري اسلامي ميگويد بر اساس توافق مذاكرات ژنو3، بايد گفتوگوها حول يافتن نقاط مشترك براي همكاري باشد و از آنجايي كه پيشنياز همكاري و تعامل كنار گذاشتن رويكرد تقابلي است و نميتوان همزمان با تقابل، تهديد و اعمال فشار اقتصادي و تجاري، تعامل كرد، بايد اجراي تحريمها و قطعنامهها متوقف شود. با اين حال، بهنظر ميرسد غرب نيز ايران هستهاي را پذيرفته و چاره ديگري ندارد، بنابراين، در صورت شكلگيري مذاكرات جديد، مهمترين خواسته اين است كه ايران متعهد شود ژئوپوليتيك خاورميانه را تغيير نميدهد. بر اساس آخرين ارزيابيهاي غرب كه ايهود باراك نيز هفته گذشته به آن اشاره كرد، ايران به سمت ساخت سلاح هستهاي نميرود و آنها ادعا ميكنند كه ايران حتي در صورت ساخت سلاح، از آن استفاده نميكند، بلكه با چتر امنيتي ناشي از دستيابي به سلاح، ترتيبات امنيتي و سياسي در خاورميانه را با اعتماد به نفس بيشتري به نفع خود تغيير ميدهد. اما هوشمندي جليلي در انتخاب زمان پاسخ به نامه اشتون زماني آشكارتر ميشود كه وي سه ماه بعد از دريافت نامه و در حالي كه سمت و سوي تحولات جهان اسلام كاملاً به نفع ايران و به ضرر غرب است، به نامه پاسخ داد و نماينده ايران در اين پاسخ بهطور ضمني گفت كه اگر قرار به گفتوگو باشد، بايد در مورد اين مسائل صحبت كنيم، چرا كه قدرت چانهزني و مذاكراتي ايران افزايش زيادي يافته و در مقابل، توان و انگيزه طرف غربي براي اعمال فشار به ايران نيز كاهش يافته است. تغيير اولويتهاي امنيتي امريكا در خاورميانه در اثر تحولات اخير دليل اصلي كاهش توان و انگيزه امريكا است، بهطوري كه ديويد سانگر ستوننويس روزنامه نيويوركتايمز نوشت "آنهايي كه فكر ميكردند برنامه هستهاي ايران، خطر است، خيابانهاي خاورميانه را ببينند." از سوي ديگر، روابط دروني 1+5 به ويژه با روسيه و چين مخدوشتر شده است. تهاجم نظامي ناتو به ليبي، شرايط را بهنحوي كرده است كه روسيه ميگويد امريكا و غرب فراتر از قطعنامه شوراي امنيت عمل كردهاند. استراتژي روسها وادار كردن امريكا به جنگ زميني در ليبي و تبديل شدن آنجا به باتلاق جديدي براي امريكا است. همچنين اختلاف نظر در مورد سوريه نيز بر دامنه اين اختلافها افزوده، چرا كه روسيه و سوريه پروژههاي متعدد همكاري سياسي و اقتصادي با يكديگر دارند. در گزارش كميته تحريم نيز ادعا شده كه چين واسطه معامله موشكي ايران و كره شمالي بوده است كه اين ادعا هم موجب رنجيدن چينيها و اضافه شدن دامنه اختلافهاي دروني 1+5 شده است. در مجموع، انتخاب زمان فعلي براي پاسخ دادن به نامه اشتون در اوج بههمريختگي و سردرگمي داخلي 1+5 و پيشرفت تحولات منطقه، هوشمندانهترين تصميم بود و طرف غربي نيز بهدليل همين شرايط پاي ميز مذاكره نخواهد آمد. اين در حالي است كه ارادهي تصويب تحريمهاي جديد و حتي اعمال قوي تحريمهاي قبلي نيز سست است. همچنين هر چه جلوتر ميرويم، تصميمهاي امريكا بيشتر جنبه سياست داخلي خواهد داشت و اوباما براي بردن انتخابات بايد مشكل اقتصادي و اشتغال را حل كند، چرا كه موفقيت در عرصه سياست خارجي مانند ماجراي كشته شدن بنلادن كمك چنداني به او نميكند و تأثيرهاي كوتاه مدت و مقطعي خواهد داشت. کد خبر:89133 -
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۲۶ساعت 19:52  توسط اعضایی شورای فرماندهی پایگاه
|
|